❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
هنوزهم میشه عاشق بود....توباشی کارسختی نیست...بدون مرزبامن باش...اگرچه دیگه وقتی نیست
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
من عاشقانه هایم را...روی همین دیوارمجازی می نویسم...ازلج تو....ازلج خودم...که حاضرنبودیم یکبار.....اینهارا واقعی بهم بگوییم...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
خدایاآلودگی آدمهاازحدگذشت....دنیاروچندروزتعطیل نمی کنی؟؟
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
گاهی رفتن بهترازماندن است....توکه رفتی خلاص شدی....این من بودم که ماندم...ودرزیرحجم انبوه خاطرات.....له شدم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
کاش هرگزآرزونمی کردم کفشهای مادرم اندازه ام شوند...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
روزگاری فانوس نشانه یاری بوداماحالا به خورشیدهم اعتباری نیست
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
برای رسیدن به تو...پاپیش گذاشتم...خودم راقسمت کردم...توراسهم تمام رویاهایم کردم...انصاف نبود...توکه میدانستی باچه اشتیاقی...خودم راقسمت میکنم...پس چرا...زودترازتکه تکه شدنم...جوابم نکردی....برای خداحافظی...خیلی دیربود....خیلی دیر
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دلم گاهی می گیرد....گاهی می سوزد...وحتی گاهی...گاهی نه خیلی وقت ها....می شکند...اماهنوز می تپدبخدا...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
لحظه های سکوتم پرهیاهوترین دقایق زندگی ام هستند....مملوازآنچه می خواهم بگویم ونمی گویم...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
اردیبهشت واینهمه دلتنگی؟؟؟نه...شایدفرشته ای فصل هارابه اشتباه ورق زده باشد