❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
پشیمان اند...کفش هایم که این همه راه را...راه آمده اند با نیامدن هایت
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
سفیدمی نویسم توکه نباشی شعرهایم سکوت می کنندمن نمی نویسم تواگر عاشق باشی می خوانی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بدرقه اش کن..شایدبادیگری خوشترباشدمگرخوشحالیش آرزویت نبود؟؟؟؟
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چه کرده ای بامن؟؟؟که این روزهاتورا....فقط به اندازه یک اشتباه می شناسم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
زندگی به من یاد دادکه آدمانه دروغ میگن نه زیرقولشون میزنن چیزی که میگن فقط احساسشون توی اون لحظه س نبایدروش حساب کرد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
جهنمی به پامیکند دلم...وقتی شعری بیایدوتومیان آن نباشی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ای دست...واسه یبارم که شده اینجابنویس...بنویس آقاخاطرت واسم یک دنیاعزیزه...نمی نوشتم شرمنده اشکایی که پای پرونده ام برام ریخت میشدم...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
ساده می خندی ودل من سخت زیرورومی شود...مجازاتش پای خودم دلم آغوش ممنوع تورامی خواهد...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
حالم حال گرگی است که خداوندتوبه اش راپذیرفته امامردمانش مدام میگویند...توبه گرگ مرگ است
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دیدن عکست تمام سهم من ازتوآن راهم جیره بندی کردم تا مباداتوقعش زیادشود...دل است دیگرممکن است فرداخودت راازمن بخواهد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
کافه چی امشب قهوه نمیخواهم... فقط بگوامشب به کافه ات سرزد؟روی کدام صندلی نشست؟آهای کافه چی حواست هست؟قهوه نمی خواهم جواب میخواهم