@علی فلاح و باز هم روز مادر ... و باز هم جای خالی مادرم ... و باز هم میل به آغوشش ... و باز هم من و یک جعبه شیرینی بر سر مزارش ... و باز هم هجوم بی امان اشک هایم ... و باز هم مرور خاطراتش ... بوسه هایش ... آغوش گرمش ... و باز هم ... هفته دیگه روز مادره
بعضی وقتها هست که یک زخم کوچیک, یا حتی خراشی روی دست و پای انسان نقش میبنده که با هر بار خیس شدن یا شوری به اندازه قطع عضو بهت درد میده چون سوزشی که داره به دلت میرسه . حالا خدا نکنه عاشق بشی و خراشی روی دلت بیفته. این بار با هر خاطره تلخی که از ذهنت رد میشه دردش تمام وجودتو در بر میگره حالا سوزشی که به دل و بغضهایی که در گلویت نترکیده باقی میگذارد وروی هم جمع میکند بماند . . .
خدارحمت کنه همه مامانارو...من همیشه بایه شاخه گل میرم سرخاکش
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 13 دقيقه قبل





13 سال و 4 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبلروحش شاد سوداجان
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبلممنون عليرضاي عزيز
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبلممنون دنیا....دلم واسش تنگ شده
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبل