❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
فاصله هاهیاهومی کنند وصدای هق هق دلتنگیم درنوسان بودن ونبودنت رنگ می بازد کفش های رفتنت راگم میکنم تابرای همیشه بماانی مهربانم...مخاطب من
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
نمیدونم چراگوشیموروشن نگه داشتم...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
هنوزایمان دارم همه ی اشیاء اتاق دل دارند...مثلابالشم...که بس ازیک شب تنهایی هم سازاشک های من پراززمزمه های خیس می کرد..
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دیگرچیزی مرابه تونمی رساندنه این جاده ها نه این ماشین ها نه این مترولعنتی ونه این پاهای بی خاصیتم قبلایک دلتنگی کوچک هم مرابه تومی رساند
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
چقدرخوب میشد...تواوج لحظه دلتنگی...که زانوتوبغل کردی وتکیه زدی به دیوار...می اومدبالاسرت...سایه ش روتنت نقش می بست...همون که دلیل دلتنگیته...مخاطب من...دلم واست تنگ شده
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
این روزها....فقط خداراکم دارم
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
این روزهایم به تظاهرمی گذرد...تظاهربه بی تفاوتی...تظاهربه بیخیالی...به شادی...به اینکه دیگرهیچ چیزمهم نیست...اما...
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
آرام می بوسمت ازاین دورها...چشمانت راکه ببندی...حس می کنی طعمش را....مخاطب خاص من
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
بی شک آغوش تو..ازعجایب دنیاست...واردش که می شوم...زمان بی معنامی شود..هیچ بعدی ندارد...بی آنکه نفس بکشم...روحم تازه می شود

13 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل