❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
قبل ازآمدن تو تنهابودم بعدازرفتنت نیز....فقط الان تنهایی ام درد دارد تنهایی بعدازیک دنیاخاطره مرگی ست در قلب زندگی
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
زنده ام....نه ازجانی که مانده...ازاستخوانهای لجبازی که روی هم ایستاده
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
درساحلی می نشینم که قرار هرروزمان بود همینجا همین ساعت...من آمده ام اماتونیستی....یادم تورافراموش
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
غصه های این شهر چه پشتکاری دارند دائم در این فصل بارانی چاله میکنندو شادی های نورس را زنده به گور می کنند
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
می شود یاد گرفت...باجهانی آدم...تنهاقدم زد..می شودیادگرفت تاابد...تنهابود
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
فکرکردم عاشقم شدی...بعدهافهمیدم....تاب تاب دلم راشنیدی....ذوق کردی...فکربازی به سرت زد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
دهانم پرازحرف ناگفته ست....ولی حیف که بادهان پرنمی شودحرف زد
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
قصه من هنوزتمام نشده .....نمیدانم چراکلاغم زودبه خانه اش رسید
❀ ᔕᙓⅤᗪᗩ ❀
خیلی سخته دلتنگ قاصدک بودن درجاده ای که هیچ بادی نمی وزد