داوود
شبي از شبها اسپرم ها دور هم جمع بودند .. يه اسپرم پير ميگه: بچه ها دمتون گرم اين دفعه بذارين من برم بيرون آدم بشم .. ميگن باشه. موقع خارج شدن دستاشو مي گيره دوطرف سوراخ داد ميزنه .. كسكشا هول ندين .. هول ندين .. جقه .. جقه ..


مشخصات
1 


