عرياني هاي روح يك زن
چند روزی است که باز دلم هوای تو را به سر دارد تو که هیچ وقتُ هیچ وقتُ هیچوقت نبودی! تو که همیشه دلم در فراقت ضجه ميزند تويي كه حتی یک بار هم صورت تو را ندیده ام نمی دانم اصلا آفریده شده ای؟ هستی؟ گمان نمی کنم هیچ کجای این کره خاکی بشود اثري از تو يافت هر جا که هستی بسیار مراقب خودت باش که من... من نه... دلم... ! دلم برايت بسيار تنگ است.
باران
اگه تو بري من چي كار كنم؟
اما نمي دانم چرا عبرتم نميشه
15 سال و 3 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلسلام ..
15 سال و 3 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 15 دقيقه قبل توسط موبایلماشالا .. ماشالاه ... چقد چيز نوشتيد اينجا !!!
با معرفت يه سري هم به ما بزن ..
ميگم چرا زنگ نميزني حراست بياد اين ريسمون ها رو جمع كنه ..
15 سال و 3 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل