دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shabgard_tanha

shabgard_tanha
مرد - مجرد
امتیاز: 540

دنبال‌شدگان

(38 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(109 کاربر)

گروه‌ها

(73 گروه)

بازدید

shabgard_tanha
shabgard_tanha

نگران رفتن ها نباشید,زمین گرد است...

shabgard_tanha
shabgard_tanha

ازدواج سال ۹۲: طرف دوماد: پراید صفر آوردیم / دختدرتون و بردیم, طرف عروس: پراید صفر ارزونیتون / پسته بیارین برامون

shabgard_tanha
shabgard_tanha

بدون اراده متولد می شویم، با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم، اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است. سلامتی همه دوستان

shabgard_tanha
533894_602586596437521_827782892_n.jpg shabgard_tanha

آدمای دنیای من فعل هایی را صــــــــــرف میکنند ؛ کــــــه برایشــــــان صــــــرف داشتــــــه باشــــــد !

shabgard_tanha
480310_172073902942780_492714703_n.jpg shabgard_tanha

shabgard_tanha
599407_442339599177031_1953188022_n.jpg shabgard_tanha

روزی در مدرسه کیف معلمی را دزدیدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های A ، B، C، D، و E متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند : A: من کیفی بر نداشتم -- من هیچ وقت دزدی نکرده ام. -- کار D بود . B: من کیفی برنداشتم -- پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم -- E میداند دزد کیست. C : من کیفی برنداشتم -- من قبل از شروع سال تحصیلی E را نمی شناختم -- کار D بود . D : من این کار را نکردم -- کار E بود -- A دروغ می گوید که من کیف را دزدیده ام . E : من کیفی را برنداشتم -- B کیف را برداشت -- C حرف من را تایید می کند ، چون سالهاست مرا می شناسد. بعدا اولیای مدرسه با تطمیع توانستند از این پنج نفر اعتراف بگیرند که هر یک از آنها دو جمله راست و یک جمله دروغ گفته است . چه کسی کیف را دزدیده است ؟

shabgard_tanha
bacheye_naz.jpg shabgard_tanha

یکی از فانتزیام اینه که با یه دختر فقیر رفیق بشم و باهاش تیریپ ازدواج بریزم ، بعد که فهمید عاشقشم بگه که دختر بزرگترین تاجر ایرانه و داشت منو تست میزد بعد منم ناراحت بشمو رابطرو کات کنم.بعد به پام بیوفته بگه برگرد.منم بگم ( با صدای آلن دلون بخونید ) نه تو به من دروغ گفتی.احساس پاک منو به بازی گرفتی.نمیخوام. اونم بگه نهههه بخدا میخواستم ببینم واقعا عاشقمی یا نه. من : ( با صدای بهروز وثوقی ) آخه آبجی ما کوجا و شوما کوجا.ما بچه پایین شهریم.تو هفت آسمون یه ستاره نداریم.شوما برو جفت خودتو پیدا کن.با من بدبخت میشی. اونم بگه نه من عاشقت شدم.همه زندگیمو به پات میریزم.اگه نیای پیشم خودمو میکشم.با تیغ رگ دستشو بزنه که من میرسم نجاتش میدم و بعدم پدرش میاد میگه پسرم تو باید داماد خودم بشی.اینم سویچ ماشینت.بیا و مدیر کارخونم شو. بعد هوا طوفانی بشه و گرد و خاک بشه منو خانمم توش محو بشیم.