شادی
مکانی برایت بهتر از دلم ندارم ، تنگی اش را به لطف خودت ببخش .
شادی
چه فرقی میکند مهره ی سیاه باشم یا سفید ، چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند !
شادی
بر لب دریای حسرت کلبه ای دارم قدیمی / از تمام دار دنیا دوستی دارم صمیمی .
شادی
ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟ / یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟
شادی
از این به بعد من از دوست شر نخواهم دید / سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید / دگر برای کسی درد دل نخواهم کرد / دگر ز دست خودم دردسر نخواهم چید .
شادی
عشق خالی بودن از معیارهاست / یا گذشتن از کنار سارهاست / عشق آتش بس ندارد جان من / آنکه آتش میزند بر قلبهاست .
شادی
عشق یعنی با چشم بسته کسی رو دیدن و از بین همه دلتنگ یه نفر شدن .
شادی
اگر پنهانی از چشمم ولی در خاطرم هستی / وفادارم به عهد خود اگر اهل وفا هستی .
شادی
هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمی انداخت ، چه شب هایی طلوعت را به جانم منتظر بودم .