ی پسره تو مدرسه ما بود همش سر در املاء نمره ندارد می گرفت بابا ش اومد مدرسه شاکی ک ای معلم چرا ب بچه من نمره ندارد میدی ی برار برا رضا خدا 0 بده معلم دفتر پسره رو برد داد ب پدره یکی یکی غلط گرفت نمره کم کرد پسره شد 1- پدره دید پسرش صابونو با سین نوشته گیر داد چرا غلط گرفتی معلم گفتصاد درسته پدره عصبانی زد تو سر معلم مرد تیکه یا صاد یا سین چ فرقی میکنه صابون صابون بوید کف کنه حالا فتر یا فطر مهم اینه اون روز روزه نگیریم
@♥♥ دنيا ♥♥ آقوی همساده: من اولین شکست عشقی رو از داییم خوردم، چون بردمش خواستگاری اما از عروس خوشش اومد فرداش عقد کردن، شکستای بعدی از آقا حمید و همسایمون بود که بردمشون خواستگاری
یروز تو بازداشگاه بودم که خواستم برم مستراح آقا وقتی رفتم گفتم یه آبی هم بخورم یه بشکه کوچولو پیدا کردم آبش کردم خوردم برگشتم تو بازداشگاه که 10 دقیقه بعدش آب خنک برامون آوردن منم گفتم بزار آب بخورم گفت هرکی یه بشکه داره بیاره آبش کنم...منم داد زدم گفتم یه بشکه تو دست شویی هست اونو بیار یکی از اون آخر گفت نه بابا من صبح جیش داشتم توش جیش کردم دادم تو مستراح خالی کردن منم هرچی خورده بودم بالا آوردم حتی موزی که هفته پیش خورده بودم هم بالا آوردم
جعفر رضایی♥ متولد 1356 لیسانس اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی تهران سال 1380 عاشق دختری بنام مریم شد و چون وضع مادی جعفر خوب نبود پدر مریم با ازدواجشان مخالفت کرد... پنج سال تمام جعفر و مریم برای رسیدن به هم تلاش کردن. سال 85 مریم خود کشی کرد و جعفر دیوانه شد. اکنون دو چشم جعفر کور شده و به هر کی میرسه میگه هفته دیگه عروسیشه همه رو دعوت میکنه ! ♥ به افتخار این عـــشــق فقط میشه ســــکــــوتـــــــــــــ کرد ♥
اي وحيد شومپت چرا هي اسم و آواتار عوض ميكني خُ
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبلدونیا تحت تعقیبم
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 19 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 18 دقيقه قبلمجرم خلافكار
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 3 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 59 دقيقه قبل