puria
حالم خوب است.... فقط کمی باران میخواهم... در آسمان شهرم ابری نیست، ابرهایی هم که می آیند، میروند بی قطره ای باران ابرهای دلم معرفتشان بیشتر است چشمانم را خیس کردند.... باریدم و باریدم... آنقدر که تن و جانم سیراب شد... چشمانم بارانی شد و حالم خراب...
♥♥ دنيا ♥♥
همه کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت را که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته است
♥♥ دنيا ♥♥
بی اندازه دلم قدم زدن دو نفره می خواهد در این هوای عاشقانه ی پاییز!
♥♥ دنيا ♥♥
دلم میخواد یکم تیغ و رگم با هم عشق بازی کنن... همخوابیه زیباییه... دلم میخواد لبای تیغ گرمای رگم و لمس کنه... نوازشش کنه... چه حسه قشنگیه عشق بازیه تیغ و رگ.. .
رویا نمیدونم چرا اما واقعا ب معنای واقعی دوسش دارمو بی اون نمیتونم.....
13 سال و 10 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 12 دقيقه قبلمهسا جان اشكالي نداره حالا كه شده گذشته رفته خودتو زياد اذيت نكن بذار زمان خودش همه چيزو حل ميكنه بهش فرصت بده تا آروم بشه عزيزم اينقدر بي قراري نكن
13 سال و 10 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبلنمیتونم.....
13 سال و 10 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبلعزيزم گاهي اوقات با اين بيقراري كردنها قضيه رو بيشتر خرابش ميكني پس تحمل كن حداقل تا شب تحمل كن. آرامش شب آدمها رو تغيير ميده اونوقت مي توني باهاش دوباره حرف بزني
13 سال و 10 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 56 دقيقه قبلمخسی... من برم ناهار... این میترا کشت منو
13 سال و 10 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 54 دقيقه قبل