♥♥ دنيا ♥♥
چرا همه بی وفا شدن چرا کسی که همه چیز شده برات کسی که طاقت گریه هاش را نداری کسی که هر لحظه حتی توی خواب به یادش هستی به این راحتی فراموشت میکنه و همه ارزوهاتو به بازی می گیره چرا کسی که همه دنیات شده با دستاش دنیایی که داری را رو سرت خراب میکنه
♥♥ دنيا ♥♥
وقتی کسی رو پیدا کردی ؛ که کنارش بدون هیچ دلیلی ، فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی .... دیگه به درک که بقیه چی میگن ! کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر ...
♥♥ دنيا ♥♥
به کبریت نیازی نیست . . . سیگارم را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر می کنم . . . خودش آتش می گیرد!!!
♥♥ دنيا ♥♥
به سلامتیِ گوسفند که دلش به چوپانش خوشه . اما خبر نداره که اونم دستش با قصاب تو یه کاسه هست
♥♥ دنيا ♥♥
ﺩﻭﺭﯼ . . . ﺁﺯﻣــﻮﻥ ﺩﻟـــﻬـﺎﺳﺖ ! ﯾـــﺎ ﺩﻟﺘـــﻨﮓ ﻣـﯽ ﺷــﻮﯼ ؛ ﯾـــﺎ ﻓــﺮﺍﻣــﻮﺵ .
♥♥ دنيا ♥♥
قصه عشقت را ... به بیگانگان نگو !!! چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند...
♥♥ دنيا ♥♥
چه بارانی !!! اما چه فایده ؟؟؟ تو اینجا نیستی و باران بی تو یعنی سوزاندن تن سیگار !
♥♥ دنيا ♥♥
مرد باشی تنها باشی دلتنگ باشی آواره ی کوچه و خیابان باشی وقتی به اولین زنی که شبیهِ اوست میرسی نزدیک میشوی سیگارت را روشن میکنی بعد پشت دستت را خو و و و و و ب داغ میکنی دا ا ا ا ا ا غ .... این داستان هیچ دنباله ای ندارد.
♥♥ دنيا ♥♥
کافه چی..کنیاک بیاور سر میزم.. با همان سیگار همیشگی..می خواهم "خاطره" دود کنم و "درد" بکشم.. کافه چی هر چه سرم آمد سر میزم نیا... تنها اگر "خاکستر" شدم مرا از روی زمین پاک کن و وجودم را توی پاکت سیگاری بریز و بگذار روی میزت تا هر رهگذری رد شد مرا ببیند..فقط روی پاکت بنویس.. "عاشق بود.."
♥♥ دنيا ♥♥
مهربانترين برادر دنيا (عكس متحرك)
♥♥ دنيا ♥♥
گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!! که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی.. و همچون تاریکی در هراسی حتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتی، تو خود، او بودی و او تو نبود... چه بد کردیم به خود... هر چیز زمانی دارد نفس هم که باشی دیر برسی من رفته ام . . .
♥♥ دنيا ♥♥
ولو شده ام سر خیابان در منطقه ی استحفاظی ِ یک مشت موش و گربه و سوسک و نکبت! رد میشوند از کنارم مردم ِ پرهیزگار!! و دلسوز ترینشان یک نخ سیگار به طرفم پرت میکند! مچاله میشوم، در خودم، در بی کسی ام، در تمام گند زار ِ زندگیم... و هنوز منتظرم نه منتظر دستی که از روی ترحم برایم مرحم لحظه ای پرت کند منتظر دستی ام که دستهایم را بگیرد و تمام کند.... این همه حقارتم را!
اي جااااااااااان مملي دندوناتو برم
13 سال و 8 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبلای جان دندونام وبرو
13 سال و 8 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبل
13 سال و 8 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبل
13 سال و 8 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبلميلكام عزيزم تو خودت گلي داداش

13 سال و 8 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبل