♥♥ دنيا ♥♥
سلامتی اون رفیقی که مجازیه اما یه جوری واست سنگ صبوره که همه رفیقای واقعیت به گرد پاش نمیرسن !!!
♥♥ دنيا ♥♥
اشتباه نکن .... نه چهره جــــــــــــــــذاب و مــــــــــــــــــــردانه ی تو ؛ و نه محـــــــــــــــــــــبوبیت تو ؛ مرا مجــــــــــــــــــــــذوب خود نکرد ! تنها آن هنگام که تنــــــــــــــــــهایی را از من گرفتی ، من عاشــــــــــــــقت شدم ... !
♥♥ دنيا ♥♥
اینجا روی زمین هیچ چیز عجیب نیست ، حتی اینکه آدم ها “آرزوهایت را مثل سیگار دود میکنند و به آسمان می فرستند …”
♥♥ دنيا ♥♥
دلم گرفته از اینجا جایی که در آن ، مردان برای ابراز عشق به جای گفتن: "دوستت دارم"، می گویند: " خــــــــونه خـــــــالــــــی دارم
♥♥ دنيا ♥♥
این روزها که می گذرد ، هر روز احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا میزند … این روزها که می گذرد ، هر روز در انتظار آمدنت هستم …
♥♥ دنيا ♥♥
دلتنگی هایم بزرگ است! غصه هایم بزرگ تر... شانه هایم کوچکند! دلم کوچکتر... کجاست عدالت؟!
♥♥ دنيا ♥♥
مخاطب خاص// فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست ؟ / من که هر لحظه به یاد تو و دلتنگ تو ام /هر ستاره یه نشان از غم و دلتنگی من / آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد تو ام ؟
♥♥ دنيا ♥♥
بــرگــرد ... خــانــه زود دلــش تــنــگ مــیشود ...
♥♥ دنيا ♥♥
دارم برمیگردم ... اتوبان مثل همیشه شلوغ است ... کیفم را کنارم میگذارم ... سرم را به شیشه تکیه میدهم و جاده را نگاه میکنم ... راحت نیستم ... کمی سُر میخورم پایین، سرم را به پشتی صندلی تکیه میدهم، دست به سینه مینشینم ... راحت نیستم ... چشمم را میبندم ... خوابم نمیبرد ... چیزی کم است انگار ... دوباره صاف مینشینم و ماشینها را نگاه میکنم ... کلافهام ... کیفم را برمیدارم و میگذارم روی پایم و آرام مینشینم ... چشمم را مییندم و میخوابم ... اینها را گفتم که بگویم من آدمِ جایِ خالی حس کنی هستم ...
♥♥ دنيا ♥♥
رگبار گرفته ... تو میخندی ... من عاشق ِ تمام رگبارهای بهاری میشوم ... رگبار گرفته ... برف پاک کن برای ماشینها دست تکان میدهد و ما از بزرگراه دور میشویم ... از میدان دور میشویم ... از چهار راه دور میشویم ... از خیابان دور میشویم ... از آدمها دور میشویم ... حالا تنها تو نزدیکی ... تنها من نزدیکم ... راه میرویم ... راه میرویم ... راه میرویم ... تو که باشی راه را دوست دارم ... اصلن میدانی؟ ... من از همان اول هم عاشق ِ راههای پیراهنت شده بودم ... باد میآید ... پنجرهیِ اتاق را باز میکند ... گره روسری من را هم ... دکمهیِ پیراهن تو را هم ... باد ... باد ... باد ... بادِ دیوانه ... بادِ مجنون ... بادِ سر به هوا ... شبها پشتِ پنجره اتاقم فلوت میزند ... من دلتنگ میشوم ... دیوانه میشوم ... مجنون میشوم ... سر به هوا میشوم ... شاعر میشوم ... چراغ قرمز است ... همرنگ رژ لبم ... اصلن برای همین است که تو هر بار به لبهایم که میرسی، میایستی ... چراغ سبز میشود ... همرنگ چشمهام ... تو رد میشوی ... از چراغ ... از چشمم ... رگبار گرفته ... من عاشق ِ تمام رگبارهای بهاری شدهام ...
♥♥ دنيا ♥♥
هر دم دردی از پی ِدردی ای سال با این تن ناتوان چه کردی ای سال رفتی و گذشتنِ تو یک عمر گذشت صد سال سیاه برنگردی ای سال ..." --- هفتسین ِمان امسال تنها سوگ دارد ...
♥♥ دنيا ♥♥
همین امروز قسم خوردم به هر چه دلدادگی است خواهم بود خواهم ماند خواهم خندید خواهم بخشید فقط .... "تــــــــــــــــــــــو بـــــــــــــــاش"