♥♥ دنيا ♥♥
اسمهاے مجازے... تصویر هاے مجازے... مشخصات مجازے... و در بین این همه چیزهاے مجازے... تنها یک چیز حقیقت دارد... "تنهایے من و تو" و مهربانیت از دورها چه نزدیک است ... عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغ تاریخ است ...!!
♥♥ دنيا ♥♥
تنهایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریکت کردم، نگفته بودی بازرگان عشقی ، من از کجا می دانستم سود من تنهاییست . .
♥♥ دنيا ♥♥
و تـازه مـیفـهـمـم کـه بـرف خستـگـی خــداست! آنـقـدر کـه حس مـیکنـی پاک کـنـش را بـرداشتـه مـیکـشـد روے نـام مـن روے تـمـام خـیـابـانهـــا خـاطـرههـا....!
♥♥ دنيا ♥♥
سروی بودم// زیر سایهام نشستند// خوردند و خفتند// بیدار شدند و مرا بریدند /شـمس لـنگـرودی/
♥♥ دنيا ♥♥
مترسکِ دلت را به پاسبانی گنــــدم های طلایی خوش نکن، دیرگاهیست از خانه های این شهر به جای بوی نان، بوی گــَندِ ، بوی آدمیتی از دست رفته به مشــــام مــی رســـد
♥♥ دنيا ♥♥
ﻭ ﺗﻮ ... ﯾﮏ ﺗﻨﻪ ﺗﻤﺎﻡِ " ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ " ﻫﺎﯼِ ﻗﺼﻪ ﻣﻨﯽ .
♥♥ دنيا ♥♥
رابطه های عاشق و معشوق// سرانجامی ندارند// بیا عاشق و عاشق باشیم// یا معشوق و معشوق
♥♥ دنيا ♥♥
وضـو را دوسـت نـدارم// دسـتـهایـم تـیـمـم بـا تـن تـو را مـیـخـواهـد// مـنـاجـاتـش بـا هـم// ثـوابـش بـا تـو// گـناهـانـش بـا مـن ...
♥♥ دنيا ♥♥
اشکی که بی دلیل بیاید ، اشک دلتنگی نیست ، اشک بی کسی ست..
♥♥ دنيا ♥♥
نـشـــانـی ام را مـیخـواســـتـی ؟ هــمـان مـحـلــﮧ ی قـدیـمـی پـائـیـز ! مـنتـظرم هـــنـوز ... امـّــا زرد (!) امـّــا خشــک (!) گاهــی بیـاد مـی آورم تــو را زیـر پـا ڪـﮧ مـی مـــانـم