♥♥ دنيا ♥♥
و سکوت می کنیم ... هم من... هم تو... اصلا بیا یک خط زیر قانون خط های موازی بنویسیم... دو خــط موازی هیــچ وقت به هـم نمی رسند... ... اما... این دلیل نمی شود هـمدیگر را دوست نداشتـه باشند...
♥♥ دنيا ♥♥
گفتند شعرهای من جوشش دریاست خروش رود بیشک کمی بالاتر به چشمهای میرسند که تو هستی... گروس عبدالملکیان
♥♥ دنيا ♥♥
بلیط خریده ام. ردیف جلو. تنها. برای خود آواز می خوانم. کف می زنم. ممنونم...
♥♥ دنيا ♥♥
دلم که تنگ مي شود هوس ميکنم بيايم دم خانه ات و داد بزنم : کجايي خــــــــــــــــدا!!!
♥♥ دنيا ♥♥
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت … دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت … حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد … زخم داشت و ننالید … گریه کرد ؛ اما اشک نریخت … حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود … !!
♥♥ دنيا ♥♥
این بار که به دیدنم آمدی ، ای مهربان ، یک سنجاق هم بیاور ! میخواهم پیراهنم را به پیراهنت قفل کنم ...
♥♥ دنيا ♥♥
نمیدانی چطور گیج می شوم وقتی هرچه می گردم معنی نگاهت در هیچ فرهنگ لغتی پیدا نمی شود ... !
♥♥ دنيا ♥♥
دِلـَـم ... دِلـَـم یـک چـیـزیش هَـسـت ! دِلـَـم بـهـانـه گـیـر نـبـود تــا تـ ـ ـو را دیـد ! خُـودت را دادی دَسـتــش دِلـَـم بـهـانـه ات را ... دِلـَـم بـه گـُــمانـم تــَـنــ ــگ شُـده بـاشــد ..
♥♥ دنيا ♥♥
من فرزندی به دنیا نخواهم آورد/ بگذار منقرض شود نسلِ غمگین چشمانمان /نسلِ دل بستن های یواشکی/ نسلِ خیسِ گونه هایمان/ بگذار منقرض شود این دردهای سر به فلک کشیده مان/ و این دل های شکسته مان
♥♥ دنيا ♥♥
سر میز شام یادت ڪه می افتم بغض میکنم اشک در چشمانم حلقه میزند هــمه متعجب نگاهم میکنند لبخند میزنم و میگویــــــــم چقدر داغ بود…