♥♥ دنيا ♥♥
گــــــــــــــــاهی دلم میخواهد خرمایی بخورم! فاتحه ای بخوانم برای روحم!!! ... شادیش ارزانی آنهایی که.... . . . . . بودن و رفتنم برایــــــــــــــــــــشآن فرقی ندارد
♥♥ دنيا ♥♥
چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی، وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!
♥♥ دنيا ♥♥
اصلا حسین جنس غمش فرق میکند... این راه عشق ، پیچ و خمش فرق میکند.... اینجا گدا همیشه طلبکار میشود.... این در که آمدی کَرَمش فرق میکند...
♥♥ دنيا ♥♥
شب را دوستـــ ـ ـ دارم …! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه ... این امیـــــ ـد ... در درونــــــ ــم ریشه می زند ….. که آمده ای ... ولی من ندیده ام!
♥♥ دنيا ♥♥
نبــودي.. با سيــــگار تنــهايي پر مي کـردم!! گذشت.. امــــروز ديگر قـرار بود کـه بيـايــي.. امـا کـلاغــي از سوي تـو آتـشـي برايـم آورد، گفت: روشن کن! بکش! که او ديگر نمي آيد
♥♥ دنيا ♥♥
خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند/// سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند/// عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار/// این شهر بی نقاب قبولم نمی کند/// ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت/// عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند/// این چندمین شب است که بیدار مانده ام/// آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند/// بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست/// آن لحظه های ناب قبولم نمی کند/// گفتم که با خیال دلی خوش کنم///ولی با این عطش سراب قبولم نمی کند/// بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام/// حق دارد آفتاب قبولم نمی کند
♥♥ دنيا ♥♥
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! ... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!!!!؟
♥♥ دنيا ♥♥
آغـِـشـتــه بــه تــُـو مے شـَـوَد.... روحـَـمـــ... نــَـفـَـسـَمـــ... بــَـنـد بــَـنــد وجودَمـــــ... وَقـــتــے دَر حـِـصارِ دَســتــانــَـتــــــ... بـــوســــه بـــارآنـــــ مے شــَــوَمـــ ...
♥♥ دنيا ♥♥
دلم میخواد یه اتاقی باشه گرم گرم...روشن روشن...تو باشی منم باشم...کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید... اونوقت من شاهرگ دستمو به خاطر تو بزنم
♥♥ دنيا ♥♥
سینمای ذهنم هر شب همان فیلم همیشگی را پخش میکند خاطرات بودنت را...
♥♥ دنيا ♥♥
بهت گفتم عاشق نشم بهتره //شنیدی ولی راهمون این نشد// بهت گفتم اما یه لحظه چشات// من عاشق شدم حتی غمگین نشد// بهت گفتم عاشق نشم بهتره// تو چشماتو بستی هوا سرد شد// تو یک لحظه دل بستی و تو یه آن //کنارم بمون هات برگرد شد //به من حق بده //به من حق بده از تو برگردمو //با تنهایی و هق هق ام سر کنم //به من حق بده //به من حق بده دیگه عاشق نشم// به من حق بده بلکه باور کنم// من از یاد تو رفتم و قانع ام //به این که هنوز یاد تو با منه// به این که هنوز داره رویای تو //به خواب من خسته سر میزنه// نمی خوام کسی از تو دورم کنه نه// نمی خوام که یاد تو یادم بره //به من حق بده دیگه عاشق نشم //بهت گفتم عاشق نشم بهتره
♥♥ دنيا ♥♥
آقـای ِ شهـردار ... بـگوییـد ایـن قـدرعـوض نکـننـد ... رنـگ و روی ِ ایـن شــــهرِ لـعنتـی را ... ایـن پیــــاده رو هـا ... میـدان هـا ... رنـگ و روی ِ دیـوار هـا ... خـاطراتـم دارنـد از بیـن می رونـد !