♥♥ دنيا ♥♥
تو کجایی سهراب؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند… وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ! تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ! ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست… دل خوش سیری چند صبر کن سهراب… گفته بودی قایقی خواهی ساخت ! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم…
♥♥ دنيا ♥♥
دیگر چشمه ادبی ام خشکیده! خوبم و شاید کمی گیج اما زود فراموش میکنم هنوز هم بقول آلبرکامو سکوتت گوش را کر میکند! منـــــــــــ... لالم بی وزن دیوانه آرامم ... آرامــــــــــش یکـــ آرامِـــــــــــــــش مطلـــــــــق یکـــ آرامــــــــش طــــــــــوفانی... آنقدر آرام که با شعر حافظ هم گریه ام میگیرد و "هیــــــــــــــــچ کـــــــــــــــــس " حتی آنهایی که همیشه خوب میفهند هم نمی فهمد جنس این حس را یک خیال شبیه پـــرواز باطعم هلـــــــــــو...! همه چیز و هیــــــــــــــچ... دوستــــــ میــدارمتـــــ به بانگــــــــ بلنـــــــــــد... بلــــــــــــــــــند... بلندتر از صدای مورچه ها! بلند تر از داد های خفه شده ام خیلی بلندتـــــــــر حتـــــــــی بلنــــــد تـــــر از صدای سکوتـــــــ تـــــــو
♥♥ دنيا ♥♥
هــــیـس !! فـقــط سکــــوت می کــــــــــنیم در بــرابـر تمــــام حــرف هایی که دیگرانند شـــاید گهـــگـاهی دوســـت داشـــتن را به زبـــان بیاوریــــم .. اما دنیای من خالی تر از ان است کــه کســـــی بخواهــد بشــــنود ..
♥♥ دنيا ♥♥
به سلامتی زندگی ، که اگه خوش بگذره اسمش میشه " خاطره " اگه پدرت دربیاد اسمش میشه " تجربه " !!
♥♥ دنيا ♥♥
نبودنِ تــو فقط نبودنِ تو نیست نبودنِ خیلی چیزهاست کلاه روی سَرمان نمیایستد شعر نمیچسبد پول در جیبمان دوام نمیآورد نمک از نان رفته خنکی از آب .. ما بیتو فقیر شدهایم؛
♥♥ دنيا ♥♥
جمعی بودیم هوای غم میخوردیم،در فصل گرسنگی به سر میبردیم،چون سیر شدیم دور گشتیم ز هم،ای كاش در آن گرسنگی میمردیم....
♥♥ دنيا ♥♥
نمک خوردی نوش جونت! نمکدون رو هم شکستی دمت گرم! دیگه بقیشو به زخمم نپاش افرین !!!!!!
♥♥ دنيا ♥♥
گاه در تک تک ذرات وجودم…. نبودنت را حس میکنم…نبودنی که مردن را آرزو میکند… نبودنی که دنیا را برایم بی ارزش که نه,غیر قابل تحمل می کند… کاش میتوانستم بدی هایت رابه دل بگیرم… کاش میتوانستم متنفر باشم…
♥♥ دنيا ♥♥
دوباره دیدمـش ! دلم کـمی برایـش سوخت ! انگار دلش را کسی شکسته بود.. خیلی تنها شده بود .. نه ... تنها نبود .. او خدایی داشت... خط های روی صورتش گذر عمر را نشان می داد .. این همون آدمی نبود که می شناختم . از فراق یارش درد می کشید .... گمانم معشوقش گرفتار چشمان دیگری شده بود ... اما کسی جز من ، سواد خواندن نگاهش را نداشت .. کاش می توانستم کمکش کنم ... ولی باید او را تنها می گذاشتم تا با درد های خود آرام بگیرد .... برای همین ، بی گـمان آیـنـه را شکستم ..
♥♥ دنيا ♥♥
سکـ ـ ـوت پشت سکـ ـ ـوت ... حــــــرف پشت حــــــرف ... بغـــــــض پشت بغـــــض ... دلــــ♥ــــ من کـــــــــــي آروم ميگيري؟
♥♥ دنيا ♥♥
سپیده دم که روز در انتظار مرگ سال کهنه است مرا به یاد بیاور که چشمهای خیس خسته ام به جستحوی سیب سرخ بودنت لا به لای هفت سین خاطره خیره مانده است
♥♥ دنيا ♥♥
عمریست... دستانم "حلقهء عشق" را بی صاحبند ! عمریست... گوش هایم "موسیقی لطیف دوستت دارم" را به خطا شنیده اند ! عمریست... چشم هایم "تصویر تانگوی عشق" را تار دیده اند ! ... اما این دل لعنتی ! هنوز برای کسی میزند, که تمام اندامم را به میزبانی خلاء عشق نشسته است
♥♥ دنيا ♥♥
بچه ها هيشكي مهدي رو نديده كارش دارم نميدونم كجا رفته