♥♥ دنيا ♥♥
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ ... امیـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
♥♥ دنيا ♥♥
مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم...یـکی بـــود ، یـکی ...بـی خیال........!!خــلاصـه اش میشود اینــکـه :دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . ! ...
♥♥ دنيا ♥♥
فقط با سایه خودم خوب میتوانم حرف بزنم اوست که مرا وادار به حرف زدن میکند فقط او میتوان مرا بشناسد او حتما میفهمد… می خواهم عصاره نه شراب تلخ زنگی خودم را چکه چکه درگلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم (این زندگی تلخ من است) صادق هدایت
♥♥ دنيا ♥♥
دیشب دوباره آمدی به خواب من، دیدار خوب تو، تا کوچه های کودکیم برد پا به پا، شاد و شکفته اما، فارغ ز هست و نیست، یک لحظه دست تو از دست من رها شد و خواب از سرم پرید.
♥♥ دنيا ♥♥
ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟گفت به اندازه شکوفه های بهاری و چه راست میگفت چون شکوفه های بهاری مهمان دوروزه اند.
♥♥ دنيا ♥♥
می کــَـنم الفبا را، روی لوحه ی سنگی واو مثل ویرانی، دال مثل دلتنگی بعد از این اگر باشم در نبود خواهم بود مثل تاب بیتابی مثل رنگ بیرنگی