♥♥ دنيا ♥♥
رقیب من… من آرزو کردم و برای تو براورده شد… من خواستم و تو توانستی…. آری! تو از من قوی تر بودی..من ضعیف بودم،تو شجاعتر بودی و من ترسو بودم.. من…من ساده بودم… ولی….مطمئن باش که من عاشقتر بودم…من کوه درد بودم..من حساس بودم… من هر شب با گریه میخوابیدم ولی….. آرزو میکردم به او نزدیکتر شوم و تو به او نزدیکتر میشدی… شاید….شاید باد ،قاصدک آرزوهایم را به نفع تو بالا میبرد…. خوشبحالت…
♥♥ دنيا ♥♥
شب خوابیدی توتختت هی قل میخوری بعدگوشیت و برمیداری مینویسی “خوابم نمیبره” سرد میشی… بغض میشی… خردمیشی… دردمیشی… وقتی که میبینی هیچکس ونداری که بهش بگی
♥♥ دنيا ♥♥
ســـــــعی میکنم یا این پـــــــــک آخر باشد یا این نفــــــــس” نفـــــــــس آخرم باشد یا تــــــــــــــرک..!! یا مــــــــــــــــرگ..!! دیگر کام نمیدهــــند این روزهـــــــا
♥♥ دنيا ♥♥
آبستـــــــن میشوم… ازغصه ای هم جنس تـــــــو… که ویارش پکـــــ های … عمیق سیگار استــــ … و هوس خاطراتــــــ … و گاه گاهی دلداری های حافــــــــظ..
♥♥ دنيا ♥♥
من فرزندی به دنیا نخواهم آورد/ بگذار منقرض شود نسلِ غمگین چشمانمان /نسلِ دل بستن های یواشکی/ نسلِ خیسِ گونه هایمان/ بگذار منقرض شود این دردهای سر به فلک کشیده مان/ و این دل های شکسته مان
♥♥ دنيا ♥♥
سر میز شام یادت ڪه می افتم بغض میکنم اشک در چشمانم حلقه میزند هــمه متعجب نگاهم میکنند لبخند میزنم و میگویــــــــم چقدر داغ بود…
♥♥ دنيا ♥♥
سـرنــوشــت کــوچـــه هـــای بـــن بــســت ســرنــوشـــت آدمــهــایِ تــنــهــاســـت مـیــدانــی کــه چــه مـیـخـــواهــم بــگــویم رفــیـق ؟
♥♥ دنيا ♥♥
همیشه تا آخر کوچه می روم وباز می گردم. نه اینکه راهی نیست و رمقی! نه!! من به شمارش قدمهای تو که روزی از آن کوچه عبور می کردی دل بستم.
♥♥ دنيا ♥♥
روز های اول سیگار رو عشقی میکشیدم این روزا اجباری
♥♥ دنيا ♥♥
امشب به مهمانی تو می آیم نه چشمان فریبنده ات را میخواهم ... و نه لبان خیس تبدارت را مرا یک آغوش به وسعت دستانت کافی است دلم گرفتـــــه... غم هایم را بغـــل کن...
♥♥ دنيا ♥♥
سفت بغــــلش کن/ محکــم ببوسش/ نگران نبــــاش کم کم به این یکی هـــــم عادت می کنی// زانو را میــــگویم
♥♥ دنيا ♥♥
خسته که می شوم سَرم را میان دستهایم می گیرم آنقدرتکرارت می کنم که بالا بیــاوَرَم من انتقام زَجــرِتمام لحظه های بی توبودن را بالاخره از “خود” خواهم گرفت
♥♥ دنيا ♥♥
چرا مرا خاک نمیکنید، تنم سرد است، سرد، احساساتم یخ زده است ، قلبم نمیزند ، مغزم فاسد شده است، فقط نفس میکشم و اکسیژن هوا را حرام میکنم، در خاک به سر بردن میان کرم ها ارزشش بیشتر است از کنار موجوداتی که اسم خودشان را گذاشته اند “انسان” خسته ام
♥♥ دنيا ♥♥
امروز جلوی آینه سه تار موی سفید توی سرم پیدا کردم اولی اینجا دومی اونجا و سومی همان جایی که یک بار انگشتت را فشار دادی گفتی “من عاشقتم اینو تو مغزت فرو کن”
♥♥ دنيا ♥♥
یاد گرفتـــه ام انسان مدرنی باشــــم و هر بار که دلتنــگ میشوم بـه جای بغـض و اشــــک تنها به این جمله اکتفا کنم که هوای بـد ایــن روزها آدم را افسـرده میکنـد