♥♥ دنيا ♥♥
به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی ؟ مادرش پرسید دعوا کردی باز؟ پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود حسین پناهی
♥♥ دنيا ♥♥
بودم! دیدم با دیگری شادتری .. رفتم…
♥♥ دنيا ♥♥
“خدایا”از تجربه تنهاییت برایم بگو که این روزها سراپا گوشم…
♥♥ دنيا ♥♥
روزهای بارونی رو خیلی دوست دارم …. معلوم نمیشه منتظر تاکسی هستی یا آواره خیابونها ؟! بخار توی هوا مالِ سرماست؛ یا دود سیگار ؟! روی گونه ات اشکه یا دونه های بارون …!!
♥♥ دنيا ♥♥
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد اما مرا به عمق درونم کشید و رفت یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شوم بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق مرحم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت “افشین یداللهی
♥♥ دنيا ♥♥
دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من ؛ گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم ، که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من . نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز، چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من . ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک ؛ به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من ! نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من . ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری ــ دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من … “سیمین بهبهانی”
♥♥ دنيا ♥♥
زندگی من ٬ چون سیگاری بر لبانت ٬ دود شد و به هوا رفت ... ... نمی دانم میان این خاکسترهای سوخته ٬ هنوز به دنبال کدام رد خیانتی ؟؟؟
♥♥ دنيا ♥♥
نفس میکــشم تا به جای مـــــــرده ها خاکــــم نکــنـنـد حــالـــم ایــنـگـونــه اســـت چـــیزی نـــپـرس…
♥♥ دنيا ♥♥
همه کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت را که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته است
♥♥ دنيا ♥♥
ناصحا بیهوده می گویی که دل بردار از او!!! من به فرمان دلـــــم،کی دل به فرمان من است؟؟؟
♥♥ دنيا ♥♥
او که میرود نمیفهمد.. اما من که بدرقه میکنم میدانم که کاسه ی آب معجزه نمیکند!؟
♥♥ دنيا ♥♥
معلم ورقه ها را داد همه مرا مسخره کردند اما باور کن درست نوشته بودم گفته بود جای خالی را باکلمه مناسب پرکنید… و من همه را نوشتم “تـــــــو”…..
♥♥ دنيا ♥♥
خدایا من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد
♥♥ دنيا ♥♥
وقتی (خدا) با یک نقطه (جدا) میشود از دیگران هیچ انتظار ماندن نیست…
♥♥ دنيا ♥♥
خودت را در آغوش بگیر و بخــــــــواب ! هیچ کس آشفتگی ات را شانـــــه نخواهد زد ! این جمع پر از تنــــهاییست…