♥♥ دنيا ♥♥
پشت این شیشه تمام حرفهای من هست که راه می رود، که تو را صدا میزند. و قتی خودت نیستی و انگار دنیا خودش نیست... ومن عمیق تر از همیشه ، عمیق تر از خودم می شوم تا دوباره پشت شیشه انگشت هایم را پیدا کنم...
♥♥ دنيا ♥♥
من شاعرنیستم فقط "افكارم" درد می كند آنقدر كه گاهی برای خودم نسخه می نويسم .... !!
♥♥ دنيا ♥♥
کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند انگار در پس تنهایی انگشتان آشنایی ساز مرا می نوازد به وسعت لبخند آهنگین می شوم ... نت های آرام ، کوتاه و مداوم ... لحظه دلنشین می شود آرام می شوم .... و چه آهنگِ زیباییست این آهنگِ بودن و نبودنِ تو ...
♥♥ دنيا ♥♥
من هنوزم نگرفتم اينكه پسرا ميگن "دوست دختر فابریک" یعنی چی دقيقا!! مثلا تازه بازش کردی ، قلف داره ؟ بسته است ؟ پلمپه؟ روش نايلونه؟ ضمانت داره ؟ شکستنیه ؟ خوردنیه ؟ لرزش گیر داره ؟ ضربه گير چطور؟ اوريجيناله؟ خوب چیه به منم بگید دیگه بغرعااااااااااااااااااااان دارم دیوونه میشـــم!
♥♥ دنيا ♥♥
خود را به که بسپارم / وقتی که دلم تنگ است / پیدا نکنم همدل ، /دل ها همه از سنگ است/ گویا که از این وادی/ از عشق نشانی نیست / گر هست یکی عاشق ،/ آلوده به صد رنگ است
♥♥ دنيا ♥♥
لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند. زیرلب میگویی: دیگه مهم نیست! و یك چیزی توی زندگی ات تمام میشود بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی
♥♥ دنيا ♥♥
خدایا مرا ببخش به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه ی تو نبود...
♥♥ دنيا ♥♥
من براى تنها نبودن آدمهاى زیادى دوروبرم دارم آن چیزى که ندارم کسى براى باهم بودن است . . .
♥♥ دنيا ♥♥
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها... تهی از موج و سراب... دورتر از رفقا... خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من... من دلم تنگ خودم گشته و بس...!
♥♥ دنيا ♥♥
هــــی فلانـــــــــــــــــــــــــــــی… عاشقـــــــانه های مــــرا بـــه خـــــودت نگیـــــر، مخـــــاطب مــــن، معشـــــوقـــه ایــست کـــه وجـــودش را به دنیـــــایی نمیـــــدهــــم…
♥♥ دنيا ♥♥
کوله باری بر دوش، سفرى باید رفت؛ سفرى تا ته تنهایى محض؛ هر کجا لرزیدى، از سفر ترسیدى؛ فقط آهسته بگو : من خدا را دارم
♥♥ دنيا ♥♥
حالا که می روی... آهسته برو... هر قدمت دورتر... نفسم تنگ تر... بگذار چشمانم آهسته آهسته ندیدنت را بیاموزد!
♥♥ دنيا ♥♥
رفاقت را از دست فروش بازار نخريديم؛ آن را در کوچه هاى خاکى محله مان ياد گرفتيم پس خوب ميدانيم؛ براى کدام رفيق زمين بخوريم که از زمين خوردنمان شاد نگردد بلکه دست خاکيمان را بگيرد و از زمین بلندمان کند