♥♥ دنيا ♥♥
دوباره دیدمـش ! دلم کـمی برایـش سوخت ! انگار دلش را کسی شکسته بود.. خیلی تنها شده بود .. نه ... تنها نبود .. او خدایی داشت... خط های روی صورتش گذر عمر را نشان می داد .. این همون آدمی نبود که می شناختم . از فراق یارش درد می کشید .... گمانم معشوقش گرفتار چشمان دیگری شده بود ... اما کسی جز من ، سواد خواندن نگاهش را نداشت .. کاش می توانستم کمکش کنم ... ولی باید او را تنها می گذاشتم تا با درد های خود آرام بگیرد .... برای همین ، بی گـمان آیـنـه را شکستم ..
♥♥ دنيا ♥♥
شمعي روشن کردم حوالي هميــــن روزها که زودتـــــر بيايــــي ميگـــــويند دعـــــايٍ عاشقان هم، مستــــجاب ميشود
♥♥ دنيا ♥♥
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! ... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!!!!؟
♥♥ دنيا ♥♥
آغـِـشـتــه بــه تــُـو مے شـَـوَد.... روحـَـمـــ... نــَـفـَـسـَمـــ... بــَـنـد بــَـنــد وجودَمـــــ... وَقـــتــے دَر حـِـصارِ دَســتــانــَـتــــــ... بـــوســــه بـــارآنـــــ مے شــَــوَمـــ ...
♥♥ دنيا ♥♥
چقــــــد خــــوبه یـــکی باشــــــه... که آروم درِ گوشــــــــت بــــگه.. غصــــــه نخــــوری ها مـــــن هســــــتم .. . . میمیـــــــــــرم غصه بخـــوری..
♥♥ دنيا ♥♥
جلد گرفتم عشقم را با خیال و خاطره.... مبادا که تا بخورد... حتی... گوشه ای از احساسمـــــــــــ زیر دست این همه تنهایی..
♥♥ دنيا ♥♥
فــــردا بــيا با هــم تــمامش کــنيم ... شــــايــد... به بهانه ي خــــداحافظي مــرا... بــــــــوسيــدي ..!!!
♥♥ دنيا ♥♥
اگـر روزی خـبـر مـرگ من بـه گـوشـت رسـیـد برایـم خـوشـحـال بـاش ! چـون خـبـر مـرگ مـن یـعـنـی روز هـای بـی تـو بـودن بـالاخـره بـه سـر آمـد و مـن بـی تـو، بـه ایـن پـایـان راضـی ام بـی تـو مـدت هـاسـت کـه در گـوشه کـنار ایـن زنـدگـی گـمــــم ..
♥♥ دنيا ♥♥
مَــــرد کسی نیستــــ که گریه نـکند … ، مَــــرد کسی استــــ که به گریه نیـــاندازد
♥♥ دنيا ♥♥
دلم یک آمدن میـــــخواهد ... بی هیچ رفتنی ! و یـــک همدم ؛ که خیانت نداند ...