♥♥ دنيا ♥♥
اگر زنی را نیافتهای که با رفتنش نابود شوی تمام زندگیات را باختهای
♥♥ دنيا ♥♥
ای کاش، هر انسان حیوانی بود، پاییز می مرد، و بهار دوباره زاده می شد. یا، هر انسان رودخانه یی بود، می آمد بدون شور ماندن، می رفت بدون دلتنگی. روتخر کوپلاند
♥♥ دنيا ♥♥
من طمعی به تو نداشتم درین بازی خود طعمه گشتم
♥♥ دنيا ♥♥
غَمگـ ـینَم . . . هَمآنَندِ مـآهـے ! وَقتـے تـُنگـَش رآ کِنآرِ دَریآ گـُذآشتـﮧ بـ ـآشَند .
♥♥ دنيا ♥♥
دوش دیووانه شدم عشق مرا دید و بگفت// آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو// گفتم ای عشق من از چیز دگر می گویم// گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
♥♥ دنيا ♥♥
خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... این روزها که میگذرد خالی ام... خالی از خشم،نفرت،دلتنگی...و حتی از عشق... خالی ام از احساس ...........!!!
♥♥ دنيا ♥♥
ایست!!!!!!!! آهای عقربه های نامرد شما را میگویم!! دیگر بس نیست؟ شما را به دقیقه های انتظار آهسته تر اینجا دلها به صورت متوالی میشکنند!!
♥♥ دنيا ♥♥
خـــیـلـی وقـت است فـرامــــــوش کرده ام . . . کدام یک را سخت تر می کِشم ؟! رنــج . . . ... انــتـظـار . . . ســیـگـــار . . . یــــــا نــفــــس را ؟؟!
♥♥ دنيا ♥♥
عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم //باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم// بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا// وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم
♥♥ دنيا ♥♥
همه ی کارهایــَت را بخشیــدَم جـُز آن تردیــد ِ آخر هنگام ِ رفتنــَت ! ک ِ هنوز مـرا ب ِ بـ رگـ شـ تـ نـَ ت امیـدوار نگه داشتـه ...
♥♥ دنيا ♥♥
احساسم را به دار آويختم منطقم را به گلوله بستم لعنت به هر دو كه عمري بازيم دادند. ديگر بس است، ميخواهم كمي به چشمانم اعتماد كنم!!
♥♥ دنيا ♥♥
سپیده دم که روز در انتظار مرگ سال کهنه است مرا به یاد بیاور که چشمهای خیس خسته ام به جستحوی سیب سرخ بودنت لا به لای هفت سین خاطره خیره مانده است
♥♥ دنيا ♥♥
اه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم... نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر انم که از تو بگریزم...