ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
ُُُshakib
لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند محکمند ! خوش به حالشان که لنگه ی همند ..... جلیل صفربیگی
ُُُshakib
مردانی که در حقیقت مرد بودند برای شادی روحشون صلوات
ُُُshakib
خدا کند تبسم لبی به آه نشکند بلور بغض سینه ای به شامگاه نشکند کبوتری که پر زند به شوق آشیانه ای خدا کند که بال او میان راه نشکند
ُُُshakib
اموزش شنا در ایران(دنیا فقط رشت)
ُُُshakib
یه سوال فنی داشتم! اگه وقتی كه از حموم میایم بیرون کاملن تمیز شدیم چرا حوله ها کثیف میشن؟!
ُُُshakib
تـو برای مـن٬ بین ِ تمام ِ آدم ها در این کُره ی خاکی٬ تافته ی جدا بافته ای! ... لبخند بزن مـــرد ِ من!
ُُُshakib
برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد . پتیاگور
ُُُshakib
نسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن تلقی وقبول نماید . مترلینگ
ُُُshakib
سنگینی این ثانیه ها امانم را بریده . . . این سختی ها می گذرند . . .! اما... از روی پل هایی که رویاهای من به زیر آوار آنها مدفون می شوند . . .! برای نجات رویاهایم به شوک نیاز دارم . . . شوکی از جنس دستان تو ، احساس تو . . .!
ُُُshakib
چــای که ننــــوشیدم در کــــــافـــه هایی که با تو نـــرفتم و چه نیـــمکت هــــــا که مــــــــــــرا کــــــنــــــار تو ندیده فراموش کــــــــردند ..
ُُُshakib
میشه تنهایی بازی کرد میشه تنهایی خندید میشه تنهایی سفر کرد ولی خدایی خیلی سخته تنهایی تنهایی را تحمل کرد …!
ُُُshakib
گر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم . . . ::
ُُُshakib
چـتر نمیخواد هوای بارونی.. تو رو میخواد لعنتی.. می فهمـی؟