دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم . شاتو بریان

ُُُshakib
ُُُshakib

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است ، هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است و هرچه توان انسان بیشتر شود ادعایش کمتر میگردد

ُُُshakib
ُُُshakib

نزدیک ترین چیزها مرگ و دورترین چیزها آرزوهاست. سقراط

ُُُshakib
ُُُshakib

انان كه با افكاری پاك و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا كه جاودانند (كوروش كبیر)

ُُُshakib
ُُُshakib

خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست. ویکتور هوگو

ُُُshakib
ُُُshakib

ما بلندترین تاریکی (شب یلدا ) را به هم تبریک میگوییم اما از کنار بلندترین روشنایی ( اول تیر )به راحتی میگذریم. روشنایی روزهای عمر تمام دوستان دنبالر ,بلند

ُُُshakib
ُُُshakib

پشت چراغ قرمز! اعتراف کردم”دوستت دارم” تا هر جا مجبور شدی کمی مکث کنی… یاد من بیفتی نمیدانستم قراراست بعد من تمام چراغهای زندگیت سبز شوند…

ُُُshakib
ُُُshakib

برایت مینویسم دوستت دارم میدانم که نمیدانی ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی.

ُُُshakib
ُُُshakib

دیروز دست هایش میان دست هایم بود امروز عکسش و فردا سیگار ! .

ُُُshakib
1371925284465161_large.jpg ُُُshakib

فرار گورخر

ُُُshakib
ُُُshakib

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من .

ُُُshakib
ُُُshakib

زنه سکته ناقص میکنه شوهرش میگه: تو چرا هیچ کاری رو درست انجام نمیدی؟

ُُُshakib
ُُُshakib

جدیدترین متلک سال : بچه برو با هم خوشه ای هات بازی کن

ُُُshakib
ُُُshakib

مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم

ُُُshakib
ُُُshakib

یه بابایی پسرشو می‌‌بره آزمایش كنه، ببینه دیوونه است یا نه! دكتر به پسره میگه: برو با این آبكش آب بیار. پدرش میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم!