ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد ! ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام …
ُُُshakib
وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی ببین چه چیز را از دست داده ای که چنین موفقیتی را بدست آورده ای
ُُُshakib
راز خوشبختى در اين است که بدانيد ديگران دليل خوشبختى شما هستند. لرد تنيسون
ُُُshakib
غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است . والت دیسنی
ُُُshakib
بر روی زمین چیزی بزرگتر ازانسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
ُُُshakib
و تو هیچگاه نخواهی فهمید که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ، سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !
ُُُshakib
ار آخر دست آخر من ورق را با دلم بر می زنم بار آخر حکم کن اما نه بی دل با دلت دل حکم کن حکم دل: هر که دل دارد بیاندازد وسط! تا که ما دل هایمان را رو کنیم دل که روی دل بیافتد عشق حاکم میشود پس به حکم عشق... بازی می کنیم این دل من رو بکن حالا دلت را ... دل نداری؟ بُر بزن اندیشه ات را حکم لازم .. دل سپردن دل گرفتن هر دو لازم..
ُُُshakib
سلامتی همه اون بچه دبستانی هایی که تو نماز جماعت مدرسه اگه یکی خندش می گرفت تا اخرین صف همه روده بر میشدن از خنده... چی بودیم چی شدیم!!
ُُُshakib
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند / کر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را . . .
ُُُshakib
شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : "ممنوع است " هه حـــــــــــــــــــــــالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد و با هر چـــه بوســـــــه ، سنــــــــگ ســــــــرد مـــــــــــزارم را و چه ناسزاوارعکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد
ُُُshakib
مانند آسمان بخشنده ومانند زمین افتاده باش ، رمز زندگی همین است. مولیر
ُُُshakib
دوباره فال حافط و دوباره توی فالمی ، همیشه در خیالتم اگرچه بی خیالمی
ُُُshakib
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم !
ُُُshakib
کوچه کوچه بنازم به عابریکه نیامد غزل غزل بنویسم زشاعری که نیامد شکسته بغض غرورم درانتظارعجیبی دعا کنیدبیایدمسافری که نیامد
ُُُshakib
یــه وقتایـــی یــه کسایـی رو تـــــو زندگیــمـون راه میدیم که نــنــه بـابـاشون تــــو خــونـــه بـــه زور راشـــون میــــدادن…