دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

نگران فردایت نباش خدای دیروز و امروزت،فردا هم هست خوشبختی یعنی نگاه خداوند !!!

ُُُshakib
ُُُshakib

در ان هنكام كه دستان نسيمي سرد ز روي سنكفرش هرخيابان ميبرد بوسيده بركي زرد... دراين انديشه ميمانم... اكر روزي بيفتم از دوجشمانت... كدامين بادخواهدبرد... تن زرد فرو باشيده من را...؟!

ُُُshakib
ُُُshakib

طرف می ره خواستگاری واسه پسرش. پدر عروس می گه: آقازاده دانشگام میرن؟ طرف می گه: مسافر گیرش بیاد چرا که نه!

ُُُshakib
ُُُshakib

خداوند به موسی فرمود:با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ای ، تا دعایت مستجاب شود موسی گفت چگونه؟ خداوند فرمود :به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکردی...

ُُُshakib
ُُُshakib

ایــــن زخــم هــا نمـک کــــــــــــــــــم داشــت کــــــــــــــــــه پــاشیــــدی …

ُُُshakib
ُُُshakib

دوست داشتنت را برایم نوشتی و گفتی بیادم هستی اما نوشتنت، تمرین بود. شاید برای دیگری . . .

ُُُshakib
ُُُshakib

هر گاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته: ساده بودم...... باختم.....!

ُُُshakib
ُُُshakib

يكي از زيباترين لحظه هايي كه ديگه امكان نداره باشه...‏!‏‏!‏‏!‏ صبحا موقع رفتنت سركار...بايد منو تو آغوشت ميگرفتي وتو گوشم ميگفتي:‏"‏خانومم دلم برات تنگ ميشه‏"‏...‏ حتي اگه ازت ناراحت بودم‏... حالابايدبه زور اينوقبول كنم كه اين كارات يه جور بازيگري بوده‏!‏‏!‏‏!‏

ُُُshakib
ُُُshakib

همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم. شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم. زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه!

ُُُshakib
ُُُshakib

از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي

ُُُshakib
ُُُshakib

می خواهی قضاوتم کنی ؟ کفش هایم را بپوش راهم را قدم بزن دردهایم را بکش سال هایم را بگذران بعد قضاوت کن !

ُُُshakib
ُُُshakib

کا[!]ت تصور کنی جهانی را که هیچ کَس در آن نیست... تویی و سکوت و تنهایی؛ و خاطراتی که هیاهویشان در ذهنت هر بار تو را تا مرز جنون میبرد! جهانم اینگونه است این روزها...

ُُُshakib
ُُُshakib

تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ... تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم

ُُُshakib
ُُُshakib

بنی آدم ابزار یکدیگرند/در اسگل کردن ز هم برترند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را خنده و هار هار

ُُُshakib
ُُُshakib

یکی از معضلات بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !:d