ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
با هیچ مزه ای عوض نمی کنم نمک چهره ات را ولی متعجبم … از شیرینی لبانت در این نمکزار ! ::
ُُُshakib
سنگین ترین غروب من لحظه ی بی تو بودن است اگر ماندم که می آیم به سویت اگر مردم فدای تار مویت
ُُُshakib
برایت مینویسم تا بی نهایت تا نگاهی گم شود در چشمهایت برایت مینویسم با طعم رسیدن با هوایی که در آن شوق پریدن برایت مینویسم با زلال اشکهایم شاید آن وقت بدانی قدر نوشته هایم برایت مینویسم بهترینم مینویسم تا بدانی عاشق ترینم ::
ُُُshakib
آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند دلشان بیشتر بغل میخواهد حتى بیشتر از وقتى که کودک بودند ! ::
ُُُshakib
ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ ! ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ ! ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ . . .
ُُُshakib
:: آهسته فتح کرده ای با چشمهایت هرچه داشته ام را حالا تمام جهان من مستعمره ی توست !
ُُُshakib
دیوار احساس من را همه… کوتاه می پندارند ، اما چه می دانند ، در پس این دیوار کوتاه ، زمینش عمق فراوان دارد ::
ُُُshakib
کبریتـهای سـوخته هـمـ ، روزی درختـ های شـادابی بـوده اند! مثل مـا ، که روزگـاری می خنـدیدیـمـ قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد
ُُُshakib
بهمون ثابت شد فوتبال روحانی از والیبالش بهتره . . .
ُُُshakib
میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید ! دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه
ُُُshakib
این خوبی که در ماست ؛ کار خداست. کنفوسیوس
ُُُshakib
یه وقتایی یه کسایی میان تو زندگیت .. که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی.. تعجب می کنی که چجوری تا قبل از اومدن اونا زندگی می کردی..