ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
ای که از کوچه معشوقه ما میگذری خاک عالم بر سرت اون کوچه بن بسته
ُُُshakib
بدون تو دنیا فقط یه قلب هست که واسه تو میتپه اونم قلب خودته
ُُُshakib
یه تمساح میره گدایی میگه به من مارمولک کمک کنید
ُُُshakib
به سلامتی دیوار که هر مردی و نامردی بهش تکیه میکنه
ُُُshakib
به سلامتی کرم خاکی نه به خاطر کرمش به خاطر خاکی بودنش
ُُُshakib
به سلامتی گاو چون نگفت من گفت ما
ُُُshakib
مــــــــــــرگ¬انســـان زمــــانـــی اســت کـــه : نـــه شـــب بهــانــه ای بـــرای خـــوابـیــــدن¬دارد ! . . . . . . . . . و نـــه صـــبح دلیلی بـــرای بیـــــدارشــــدن
ُُُshakib
گه وقتی می خنده خوشگل تر می شه... اگه صداش بی نظیره... اگه بهتون آرامش میده... اگه می تونه غافلگیرتون کنه... اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه! اگه بهش می گید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید... اگه مهربــــــــــــونه اگه ماهــــــــــــــــــــه اگه خوبــــــــــــــــــــــــــــــه اگه دست هاشو دوســــــــت دارید... بهش بگید خب....! بهش بگید ... تا دیر نشده ...!
ُُُshakib
شناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس
ُُُshakib
تابلو، نقاش را ثروتمند کرد. شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد. کارگردان جایزه ها را درو کرد. و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود
ُُُshakib
به سرنوشت بگویید: اسباب بازی هایت بی جان نیستند "آدمند" میشکنند
ُُُshakib
ایدئولوژی بعضیها در آرایشکردن ، همان ایدئولوژی نقاشیهای مهدکودک است . . . . . . . جای سفید در صفحه باقی نگذارید