ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود ! پــــــــس خواهم زد… تنــــــــــها … تمنای دستان تـــــــــــو را دارم …
ُُُshakib
آدما مترسک سر جالیز نیستن؛ که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛ پس یه کم در مورد آدما منصف باش؛ تا مترسک یکی دیگه نشی …!
ُُُshakib
فکر کنم “سرت شلوغه، من میخوابم، شبت بخیر” ! یکی از جملات معروفِ تیم ملی “تیکه اندازی” خانمها !
ُُُshakib
آلـــیــــس کـــجـــایـــی؟! بـــیـــا … ایـــنـــجـــا عــجــیـــب تــریــن ســـرزمــیــن دنـــیــاســت .
ُُُshakib
خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید !
ُُُshakib
یک روز می افتد ؛ آن اتفاق خوب را می گویم ... من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛ هر لحظه ، هر روز
ُُُshakib
بـگو تـمام تـــو مـال مـن اســت ... دلـم مـی خـواهـد حـسادت کـنـم بـه خـودم ....!
ُُُshakib
گاهی دلم می خواهد وحشیانه غرورت را پاره کنم ! قلب ترا در مشتم بگیرم و بفشارم تا حال مرا لحظه ایی بفهمی .
ُُُshakib
شرابت را بنوش رَفـــیق بنوش بہ سُلـامَتے فاحشههاے شَهـرمـاלּ کہ ِ جُز خــــود کَسے را نَفروخـتَند
ُُُshakib
من اگه کریستف کلمب بودم اون جزیره ای که پیدا کرده بودمو به کسی نشون نمیدادم آخر هفته ها با بچه میکوبیدم میرفتم اونجا قلیون میکشیدم
ُُُshakib
اگر جوان را از عشق منع کنید ، چنان است که مریض را از کسالتش سرزنش دهید .
ُُُshakib
روحم می خواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیاو پا هایش را بغل بکندوبلند بلند بگوید من دیگر بازی نمی کنم...
ُُُshakib
درسته ماه رمضان نماز نمی خونیم روضه نمی گیریم، . . . . . . . . . . . . . . ولی خدایی دیگه اینقدم بی دین و ایمان نیستیم که افطار نکنیم یا جایی افطار دعوت باشیمو نریم..!!!!!!
ُُُshakib
اهل پنهان کاری نیستم.....! اعتراف میکنم:زمانی دل یکی را سوزانده ام...!! حالا..... یکی... یکی... یکی... دلم را می سوزانند...
ُُُshakib
به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده ای !