دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

از آن روز که رفته ای کارت شارژها را... سیگار میخرم و با خیابانها حرف میزنم!! همینطور پیش برود گوشی را هم باید بفروشم... کفش بخرم...!!!

ُُُshakib
ُُُshakib

بعضی شبا که خوابم نمی بره، یه جوری که مغزم بشنوه می گم: خوب! برم یه کتابی بیارم بخونم… هیچی دیگه، اصلا بیهوش می شم!

ُُُshakib
ُُُshakib

بچه رو به مادرش : مامان چرا بابا کچله ؟ مادر : بخاطر اینکه بابات خیلی فکر میکنه! بچه : پس چرا موهای تو اینقدر بلنده ؟ مادر : خفه شو !

ُُُshakib
ُُُshakib

<< نیکی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند.>>

ُُُshakib
ُُُshakib

انسان به گونه اي آفريده شده كه اگر آتش جانش شعله ور شود، همه غير ممكن ها را از سر راه برمي دارد.((ژان لافونتن))

ُُُshakib
ُُُshakib

نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضیاییم

ُُُshakib
ُُُshakib

مثل * تيغ * باش ، تا محتاج نوازش نباشى

ُُُshakib
ُُُshakib

دوست داشتن ، نه در ازدحام روز گم می شود نه در خلوت شب خفته یا بیدار دوست می دارمت . .

ُُُshakib
ُُُshakib

از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن … مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا … دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد.

ُُُshakib
ُُُshakib

کم طاقتی عادت آنروزهایت بود حالا برای گرفتن خبری از من عجب صبـــور شده ای

این ارسال را بازنشر کرده است.
ُُُshakib
ُُُshakib

تکلیف گفتنی ها که معلوم است … زحمت نگفتنی ها هم می افتد بر گردن سیگار …

ُُُshakib
ُُُshakib

یادش بخیر چه هیجانی داشت روزی که قرار بود زنگ آخر به خاطر جلسه معلما زود تعطیل بشیم !

ُُُshakib
ُُُshakib

می نویسم که بخوانی مرا می نویسم که بدانی مرا من نه آنم که تو در ذهن داری من همانم که در دل میدانی میدانم که عقل بر دلت چیره است ولی... روزها را نمی توانی با شب ها یک بدانی..

ُُُshakib
ُُُshakib

یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ یکی ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ یکی ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ !!!!

ُُُshakib
ُُُshakib

من زندگی را از درختان اموختم شكست را پذیرفتم و دوباره جوانه زدم.