ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
گه وقتی می خنده خوشگل تر می شه... اگه صداش بی نظیره... اگه بهتون آرامش میده... اگه می تونه غافلگیرتون کنه... اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه! اگه بهش می گید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید... اگه مهربــــــــــــونه اگه ماهــــــــــــــــــــه اگه خوبــــــــــــــــــــــــــــــه اگه دست هاشو دوســــــــت دارید... بهش بگید خب....! بهش بگید ... تا دیر نشده ...!
ُُُshakib
شناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس
ُُُshakib
تابلو، نقاش را ثروتمند کرد. شعرِ شاعر به چند زبان ترجمه شد. کارگردان جایزه ها را درو کرد. و هنوز سر همان چهارراه واکس میزند کودکی که بهترین سوژه بود
ُُُshakib
به سرنوشت بگویید: اسباب بازی هایت بی جان نیستند "آدمند" میشکنند
ُُُshakib
ایدئولوژی بعضیها در آرایشکردن ، همان ایدئولوژی نقاشیهای مهدکودک است . . . . . . . جای سفید در صفحه باقی نگذارید
ُُُshakib
خدا جون وقتی مرا نقاشی میکردی زیبا نقاشی کردی ...ممنون سلم نقاشیم کردی با غرور نقاشیم کردی ...باز هم ممنون ...ولی اخه خدا جون چرا تنها نقاشیم کردی ..شب همگی خوش
ُُُshakib
هنوز در پی جراحی زبر دست میگردم تا سرنوشتم را به تو پیوند بزند
ُُُshakib
برای دل تنگیم کسی باش نه فقط در خنده هایم یارم باش
ُُُshakib
اگر جرات عاشق شدن را نداریم حداقل شعور معشوق بودن را داشته باشیم
ُُُshakib
میگن شیشه عمر ادما اگه خیس بشه عمرشون کم میشه میدونستی چشای تو شیشه عمر منه
ُُُshakib
ای کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه های با تو بودن را انقدر طولانی میکردم که برای بی تو بودن وقت نماند
ُُُshakib
سر هر قبری صلیبی میگذارند تا نشانگر ان قبر باشد من هم بر گردنت صلیبی می اویزم تا همه بدانند گورستان عشق من قلب توست
ُُُshakib
خدایا اگر بخواهم ان چه را در ذهن دارم با تو بگویم چند جلد کتاب میشود ولی انچه در ذهن دارم یک جمله بیش نیست دوستت دارم
ُُُshakib
سالها ارزو میکردم سایه ای بر سرم باشد کور بودم و ندیدم او سراسر نور بود سایه نداشت