ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
خداوند مقرب ترین بندگانش را از میان عشاق بر میگزیند و هم انانند که گره کور دنیا را با معجزه عشق باز میکنند
ُُُshakib
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
ُُُshakib
برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن برای اداره کردن دیگران از قلبت
ُُُshakib
عاشق هر کس شدم او شد نصیب کسه دیگری ....دل به هر کس دادم او هم زد به قلبم خنجری
ُُُshakib
در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
ُُُshakib
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست ...طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند ..تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست
ُُُshakib
از میان کسانی که برای دعای باران به تپه میروند تنها انانی که با خود چتر به همراه دارند به کار خود ایمان دارند
ُُُshakib
هرگز هیچ حسرتی در دنیا اینچنین یک جا جمع نمیشود که در این سه واژه کوتاه او دوستم ندارد
ُُُshakib
بابام گفت عشق کشکه ...منم جواب دادم زندگی هم اشه ...بدون کشک بی مزه میشه
ُُُshakib
زرد است که لبریز حقایق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ...شاعر نشدی واگرنه میفهمیدی ...پاییز بهاری است که عاشق شده است
ُُُshakib
هرگز زمانت را با کسانی که اماده نیست زمانش را با تو بگذراند نگذران
ُُُshakib
عشق ویران کردن خویش است و دوست داشتن ساختن خویش
ُُُshakib
سکوتت عشق را اقرار کرد ..نگاهت گفتنی بسیار دارد ..تو باید سالها باشی کنارم ...دلم با چشمهایت کار دارد
ُُُshakib
نمیدانم چرا ما انسانها عادت داریم ابی اسمان و دریاها را رها کنیم و جذب ابی کوچک چشمانی شویم که میدانیم روزی بسته خواهد شد