ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
توسط موبایل
درد دارد سرت به سنگی بخورد که روزی ان دا بن سینه میزدی
ُُُshakib
یکی از فـانـتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید! منم با لبخندی تـلخ بگم حتما خونه برنـده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا… هه! بدید به فقـرا بعد بگن نه دیوونه تو پـــرایـــــد برنده شدی! بعد دیگه از شـدت خـوشحـالی سکته کنم به رحمت ایزدی بپیوندم
ُُُshakib
گويند روزي مجنون درمسجدي رد ميشد شيخي نماز مي خواند مجنون برسجاده شيخ پاگذاشت فرياد شيخ بلند شدكه چرابين من وخدايم فاصله انداختي ؟مجنون گفت،من عاشق ليلي ام تورانديدم توكه عاشق خدايي چگونه مراديدي
ُُُshakib
قبل از گرانی، مامور راهنمایی رانندگی: پراید حرکت کن! یابو مگه با تو نیستم! بعد از گرانی همان مامور:راننده محترم پراید منتظر حرکت شما هستیم
ُُُshakib
صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او راشناختند؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد .پذيرفت . نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد! کسى برنخاست . گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخيزد! باز کسى برنخاست . گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمينان نداريد؛ اما براى رفتن نيز آماده نيستيد
ُُُshakib
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ: 'ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪ؟ ﻣﺎﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ' :ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭﻥ ﻫﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪ'. ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ' :ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺍﻭﻣﺪ'. ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﮐﻪ ﮔﯿﺞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎﻣﺎﻥ؟ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺁﻓﺮﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ...ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ'! ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﺵ
ُُُshakib
دلم میخواد یه چیزی بنویسم از جنس بغض های گاه و بی گاه شبانه ام از تنهایی شبانه ام از رویاهای نیافته ام از حوس های افراد از منفعت های افرادی که ضرر من را سود خود میدانند از ادمهایی که منتظر یک اشتباه من هستند اگر ارامم نمیکنید رهایم کنید تنهایی بهتر از
ُُُshakib
خدایا من خودم برات یه جعبه سیب میخرم ... دیگه زشته ، بسه دیگه ، بیا با هم دوس باشیم . روی همدیگرو ببوسیم ! حله ؟؟! بیایم بهشت
ُُُshakib
مریکایی یه چیزی تولید میکنه ، شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!! اروپایی میگه : چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !! ایرانی میگه : فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ، بعدش رو بیخیال !!! چینی میگه : کارم نکرد ، نکرد!! ایرانی میخره
ُُُshakib
ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻣﺎمانم ﺑﻬﻢ ﺷﻚ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﺸﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﻳﻴﻢ بیاد ﻧﺼﻴﺤﺘﻢ ﻛﻨﻪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻇﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﻳﻴﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭﺿﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﻧﻤﺎﺯﺷﻮ ﺧﻮﻧﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭﺷﻮ ﺧﻮﺭﺩ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﻛﻲ ﺍﻭﻣﺪ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﭘﻴﺸﻢ ﻳﻪ ﺳﻴﺐ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ : شیطونک عزیزم ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺐ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ؟ گفتم بله دایی گفت ﺩﻳﮕﻪ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻧﻜﺶ!!! ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﻗﺎﻧﻊ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ