دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه.»..استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند.آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود

ُُُshakib
ُُُshakib

چه خوب میشد یه روزی از همین روزا خدا میومد و میگفت : همه سختی های این مدت "شوخی" بود میخواستم ببینم جنبه داری یا نه

ُُُshakib
ُُُshakib

جلسه محاكمه عشق بود، عقل قاضی ، و عشق محكوم .... به دلیل تبعيد به دورترين نقطه مغز يعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداری از عشق آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی؟ ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی ؟ وشما پاها كه هميشه مشتاق رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: ديدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟ قلب ناليد و گفت: من بی وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلبی واقعی باشم

ُُُshakib
ُُُshakib

تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم، غلط. باختم جان در هوای او، غلط کردم، غلط. عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم، عبث. ساختم جان را فدای او، غلط کردم، غلط. دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم، خطا. سوختم خود را برای او، غلط کردم، غلط. اینکه دل بستم به مهر عارضش، بد بود، بد. جان که دادم در هوای او، غلط کردم، غلط. همچو وحشی رفت جانم در هوایش، حیف، حیف. خو گرفتم با جفای او، غلط کردم، غلط

ُُُshakib
ُُُshakib

پروردگارا دراین روزهای پایانی سال 91، به خواب دوستانم آرامش، به بیداریشان آسایش، به زندگیشان نشاط، به عشقشان ثبات، به عهدو مهرشان وفا، به عمرشان عزت، به رزقشان بركت و به وجودشان صحت، عطا بفرما ...امین

ُُُshakib
ُُُshakib

پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست من در فضای خلوت تو خيمه می زنم طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

ُُُshakib
ُُُshakib

اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه گرداي روي آينه فقط غم زندگيه اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه

ُُُshakib
ُُُshakib

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

ُُُshakib
ُُُshakib

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

این ارسال را بازنشر کرده است.
ُُُshakib
ُُُshakib

در دشمنی راهی برای خیانت نیست ولی در دوستی راه همیشه برای خیانت باز است

ُُُshakib
ُُُshakib

اکه با دیدن من غم تو دلت جون میگیره من میرم شاید دلت اروم بگیره

ُُُshakib
ُُُshakib

قشنگ ترین لحظه هایم را با ساده ترین دقایق عوض میکنم تا بدانی برایم عزیزی

ُُُshakib
ُُُshakib

کسی که راه دوستی را بلد نیست از راه ادمی دور است

ُُُshakib
ُُُshakib

چه زشت است که ادم بر ای رضای مخلوق موجب خشم خالق شود

ُُُshakib
ُُُshakib

به چشم خسته من اسمو ن بی رنگ شده لعنت به این دلم بر ات تنگ شده