ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد ازش پرسيدم اين لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط ميشه برادر يه حرف بهتري بگو با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه افتاده !
ُُُshakib
خدایا چی رو میخوای به من ثابت کنی من خودم میدونم بدبختم همین ...
ُُُshakib
یکی از دوراهیهای زندگی وقتی است که نمیدانید در شیشهای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!
ُُُshakib
دور باشی و تپنده بهتر است از این که نزدیک باشی و زننده . . .
ُُُshakib
واحد اندازه گیریِ فاصله " مــتــر " نیست ؛ " اشـــــــــــتـــیــــاق " است .. مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .!.
ُُُshakib
تو را به آرزویت میرساند، آن خدایى که به خاطر خنده گلى، آسمان رامى گریاند
ُُُshakib
دختربازی نه یعنی دختربازیای امروزی... ! كه زرتی یه تلفن میدن فرداشم تو كافی شاپ قرار... ! دختر بازی یعنی سه ماه آزگار دنبال دختره از مدرسه بری تاخونه... ! یعنی اگه یه بار دختره نیگات كنه ذوق مرگ بشی... ! یعنی شیش ماه این پا اون پا كنی تا یه نامه بهش بدی... ! یعنی وقتی كه جوابتو میده بپری هوا از خوشی... ! دختربازی یعنی اگه كسی به دوس دخترت چپ نیگا كرد، پای چشمش بادمجون بكاری، بدون هراس از پنجه بكس و چاقو ضامندارش... ! یعنی عشق داری خونت بریزه برا رفیقت... ، برا دوستت...، برا عشقت... ! آره برادر من... !
ُُُshakib
بعضیا خودشون کل منظومه شمسی رو رصد کردن ،
اونوقت دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده میگردن
ُُُshakib
از تو که حرف میزنم،همه فعل هایم ماضی اند... حتی ماضی بعید،خیلی خیلی بعید... کمی نزدیکتر بنشین... دلم برای یک حال ساده تنگ شده است... تقدیم به عشقم میمی
ُُُshakib
قیافه دخترا وقتی از حموم میان
ُُُshakib
خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده 65 نفر بندازتت .......
ُُُshakib
اسکندر مقدونی: اگر روزی دیدی که فردی بخاطر کشورش حاضر شده تمام فرزندانش را قربانی کند... بدان که آن مرد اهل امپراطوری پارس است