ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
درد دارد … وقتی همه چیز را می دانی … و فکر می کنند نمی دانی … و غصه می خوری که می دانی … و می خندند که نمی دانی …
ُُُshakib
بابام رفته مسافرت هر شب ساعت ۲ اس ام اس میده : . . . . . . . . . . . . .. . . پاشو کولرو خاموش کن !
ُُُshakib
کاش حرف دل من هم وقتی به گوش دلت می رسید ، “پیغام تحویل” میداد !!!
ُُُshakib
من که به هیچ دردی نمیخورم …
این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
ُُُshakib
همه ی کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته . .
ُُُshakib
قـلـبــم بـویِ کـافــور می دهـد ! شـب بـه شـب در آن مُـرده شـورهـا آرزویـی را غُسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد .
ُُُshakib
لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای و خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند زیرلب میگویی : دیگه مهم نیست !
ُُُshakib
آهـاي با تـوام... لعنتي... آره با خـودخودت... تويي که اين روزها من برات شدم شـــما!!! خواسـتم بگـم: هـنوزم همـه پيک هامو ميـزنم فقط بسـلامتـيه : تـــــو
ُُُshakib
در لحظات با تو بودن لحظات بي تو بودن رو نفرين كردم در لحظات بي تو بودن لحظات با تو بودن رو آرزو كردم من كجاي لحظه هاتم تو كه اوج لحظه هامي...
ُُُshakib
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ ...! ﻭ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﯾﻦ...! ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ↓↓ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻣـــﯽﻣﻮﻧﻪ؟!...ﻧﻪ ﻭﺍﻻ! ﺍﺣـــــﻮﺍﻟﯽ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻣـــﯽﻣﻮﻧﻪ؟!... ﻧﻪ ﺑﻼ! ﭘﺎﺷﻮ ﻣﺎﺷﺎﺍﻟﻠﻪ ... ﻫﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﯿﺎ ﻭﺳﻂ ... ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ
ُُُshakib
يارو با موتور زده بهم ....خوردم زمين سرم شکسته داره خون مياد اومده ميگه: سرت داره خون مياد؟ پـــ ن پــــــ من خودنويسم جوهرم پس داده!!