ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
دوست دارم تا اخر تا انتهاي باور ،تا آخر زمونه اين خط و_اينم+نشونه
ُُُshakib
ازعشق هاى این روزها داستانى به بلندى شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت چه برسدبه شیرین وفرهاد…!
ُُُshakib
یه دخترایی هستن که ناخونای دست چپشون رو خیلی شیک لاک می زنن ...وسطشم طرح می زنن خفن ... بُته جِقه و مینیاتور و نقش برجسته ... اما دست راستشون رو که میبینی ، انگار ساناز پنج ساله از تهران نقاشی کشیده ...!!! اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشون ضعیفه ...!!!
ُُُshakib
دیروز تو اتوبوس ی دختره رو دیدم که ناب سفید پوشیده بود..بدون روسری!!!.. تا اومدم بگم روحانی مچکریم..یهو دوستش زد رو شونشو گفت..“سعید بریم“..!!!
ُُُshakib
خدایا دلگیر نشو از من ولی... ته نامردیه دنیات
ُُُshakib
پسرداییم تا حالا لب به سیگار و قلیون نزده بعد از اینکه تو عشقش شکست خورده رفته الکترو اسموک (Electro Smoke) خریده میکشه! آخه آدم انــــــقدرررر هـمـوژنـیـزه؟! :•|
ُُُshakib
هرگز به گذشته بر نگردید ! اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش بر می گشت هرگز یک پرنسس نمیشد ....
ُُُshakib
مردها سه تا آرزو دارن : اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن ! اونقدر که بچه شون می گن قوی باشن ! و مهمتر از همه اینکه : اونقدر که زنشون بهش شک داره دوست دختر داشته باشن !
ُُُshakib
درد یعنی : مدتی هست که نیست …
ُُُshakib
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
ُُُshakib
لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند محکمند ! خوش به حالشان که لنگه ی همند ..... جلیل صفربیگی