ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
می خواهی قضاوتم کنی ؟ کفش هایم را بپوش راهم را قدم بزن دردهایم را بکش سال هایم را بگذران بعد قضاوت کن !
ُُُshakib
کا[!]ت تصور کنی جهانی را که هیچ کَس در آن نیست... تویی و سکوت و تنهایی؛ و خاطراتی که هیاهویشان در ذهنت هر بار تو را تا مرز جنون میبرد! جهانم اینگونه است این روزها...
ُُُshakib
تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ... تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم
ُُُshakib
بنی آدم ابزار یکدیگرند/در اسگل کردن ز هم برترند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را خنده و هار هار
ُُُshakib
یکی از معضلات بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !:d
ُُُshakib
یا میدانید: خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود ؟
ُُُshakib
درخت دلتنگ تبر شد، وقتی که پرنده ها سیم برق را به شاخه های او ترجیح دادن.
ُُُshakib
یک منبع ناشناس که نخواست نامش فاش شود ،
خبری را اعلام کرد که نخواست پخش شود ! <img src=">
ُُُshakib
ﺭﺍﺣﺖ ﻧﻮﺷﺘﯿﻢ : « ﺑﺎﺑﺎ ﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ » ! ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ، ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺍﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ !
ُُُshakib
عاشق شدم و عشق مرا بد نام كرد داروغه شنيد و مرا زندان كرد در خلوت زندان به خود ناليدم عاشق شود آنكس كه مرا عاشق كرد
ُُُshakib
به حیف نون ميگن : شعر ” سعديا مرد نكونام نميرد هرگز ” از کیه !؟ حیف نون ميگه : اگه میشه یه راهنمایی بکنید !؟ ميگن : اسم شاعر تو خود شعر هست ! حیف نون یکم فکر میکنه و ميگه : آهان فهميدم ! شعر از جواد نكونامه !
ُُُshakib
مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام جنت به زیر پای تو خوش آرمیده است
ُُُshakib
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداری به این حال معلق تا کیام بیدار میداری هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی، نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
ُُُshakib
دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد که تا آخر عمر هم بدوی .. چیزهای جدیدی هست که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری ... پس یک جاهایی در زندگی ترمز دستیت را بکش ، بایست و زندگی کن ..