اما افسوس آب دریا قلب ها را از هم جدا کرد،دل سنگ آبیه آب لب هامونو بی صدا کرد...تویه چشم به هم زدن بُرد آب دریا خاطراتم،حالا یه دل واسه من مونده که اونم مونده تو ماتم...
مگه تو نگفته بودی واسه تو رفیق راهم،ما چه نقشه ها کشیدیم واسه فرداهای با هم...تو میگفتی که بمونیم پاک و بی ریا و ساده،دستای همو بگیریم توی پیچ و خم جاده...
همیشه با تو میمونم چقدر این جمله غمگینه چرا چشمای مات من کسی اینجا نمیبینه...تو از رفتن چه میدونی،تموم واژه ها مردن چه جوری میشدم وقتی برام عکساتو آوردن...چقدر این جمله غمگینه تموم قصه بازی بود،تموم عشق تو چشماش بفهمی صحنه سازی...تو با احساس من مردی دیگه این جا زمستونه،چرا بعد تو من تنهام کسی اینو نمیدونه...خیانت یعنی تنهایی همین حالی که من دارم...همین حسی که میبینم همیشه تو صدام دارم...خیانت یعنی باورکن که دیگه برنمیگرده...مرور خاطرات تو منو دیوونه تر کرده...