ღ♥ shani ♥ღ
تقصیر برگ ها نیست ادم ها همینند .... نفس میدهی له ات میکنند ...
عدس پلو !(خندون دنبالر)
بالاخره یه روزی بهش میگم ... یا خودم یا دست نوشته ی روی جسدم ...
ღ♥ shani ♥ღ
قبر مرا ... قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. .. بعد از مرگم... انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید... به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبد شکافی کند... من به آن مشکوکم! ... ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند... عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است... بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم. ..کارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! ... مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند... روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست... دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند... در چمنزار خاکم کنید!... دیدگاه
ღ♥ shani ♥ღ
یکى بود، یکى نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. روزى روزگارى در ولایت غربت یک پیرزنى بود به نام «ننه قمر» و این ننه قمر از مال دنیا فقط یک دختر داشت که اسمش «دلربا» بود و این دلربا در هفت اقلیم عالم مثل و مانندى نداشت؛ از بس که زشت و بدترکیب و بد ادا و بىکمالات بود....دیدگاه