طلوع
مکن حافظ از جور دوران شکایت . . . چه دانی تو ای بنده ، کار خدایی...
طلوع
ملانصرالدین به یکی از دوستانش گفت: خبر داری فلانی مرده؟ دوستش گفت: نه! علت مرگش چه بود؟ ملا گفت: علت زنده بودن آن بیچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!
طلوع
اگه یه روز چشاتو باز کردی و خودت رو وسط یه کوره دیدی ، نترس و سعی کن پخته بیرون بیای ، وگرنه سوختن رو همه بلدن ...
طلوع
اون موقع ها ، بچه که بودیم، بچه ی معصومی بودیم ... الان سن و سالمون رفته بالا ولی ... بزرﮒ که نشدیم هیچ، دیگه حالا همون بچه ی معصوم و دوست داشتنی هم نیستیم... از اینور مونده از اونور رونده
طلوع
دشمنی که دیده می شود زیاد ترس ندارد مراقب آن دشمنی باشید که نمی بینید ...
طلوع
برای ساختن کشتی آرزوهایت هر چقدر هم که سخت باشد صبر کن . چراکه قایق کاغذی رویاها خیلی زود تر از آنچه فکر می کنی زیـــر آب خواهد رفت !!!
طلوع
همانا تو خدای نــوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد هستی و نیـــز خدای ما که هیچ کس نیستیم ! پس به ما هم حق بده که بخواهیم هوای مارا بیشتر داشته باشی !!! آمین.
طلوع
از همین درختی که دوباره سبز شده است از همین خورشیدی که مهربان تر شده و از همین بارانی که گاه و بیگاه می بارد می شود فهمید ، خدا هنوز هم حواسش به ما هست !
طلوع
عزیز دلم تو با همه فرق داری ! ما در مقابل آفتاب خشک شده ایم اما ... من یقین دارم که خداوند خود در گل ِ تو دمیده است !!!
طلوع
همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟
طلوع
ایمان داشتن در زندگی به این معنا نیست که کَشتی شما با آبهای خروشان و دردسر ساز مواجه نخواهد شد، بلکه به این معنا است که کَشتی شما هیچگاه غرق نخواهد شد.