طلوع
خودتان را جاریِ لحظه های کسی کنید که قرار است عمرتان را با او شریک باشید..
طلوع
دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست ...
طلوع
خسته ام از جنس قلابیِ آدم ها هـــی فلانــــــــــی! راهت را بگیــر و برو ... حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است!
طلوع
خنده ام میگیرد وقتی پس از مدتها بی خبر بے آنکه سراغی از این دل آواره بگیره میگوید : دلم برایت تنگ است .. .یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی دلتنگی ات ارزانے خودت
طلوع
خاطرت باشد وقتي که دلت غمگين است، بر دلت بارِ غمي سنگين است - يا تک و تنهائي – چهرهات از غم اندوه کسان پر چين است، بازهم غصه نخور! عاشقان ميدانند زندگي شيرين است!
طلوع
به خاطر بسپار : قوی کسی است که ، نه منتظر می ماند خوشبختش کنند و نه اجازه می دهد بدبختش کنند
طلوع
به خاطر بسپار : هر آدمی بهایی دارد ، اگر به کسی بیش از حدش بها بدهی مثل یک جنس بنجل می ماند روی دستت!