شایان
به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم , آشیان کردی ......
شایان
تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم ...
شایان
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت، کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد...
شایان
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد ..وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است..
شایان
حیف شبها که نشستم با خیالت زیر مهتاب...
شایان
حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم ...حیف رویام که واسه تواز قشنگیاش گذشتم..
شایان
به این امید که فردا دوباره می آیی ... دعای وصل تو را من شبانه می بافم ....
شایان
بعد تو دیگر کسی یادی از این تنها نکرد ....
شایان
من تو را تا لحظه های انتظارم ..عاشقم با این نگاه بیقرارم...
شایان
من تو را تا لحظه های انتظارم ..عاشقم ،با این نگاه بیقرارم...
شایان
عشق در تو ، شور در تو ، بی تو من جایی ندارم بی تو فردایی ندارم....
شایان
بین دنیای تو ومن..فاصله قد یه دنیاست....
شایان
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم.. هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم...
شایان
توبرام خورشیدبودی ،تواین دنیای سرد.....