شایان
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما.....
شایان
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستنی...
شایان
رفتی ومن تنهاترین عاشقم رو زمین..تنها خاطراتم ،تو بودی فقط همین...
شایان
به تو عادت کرده بودم.. اي به من نزديک تر از من ...
شایان
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد.. پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …
شایان
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد.. پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …
شایان
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست.......
شایان
چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ..
شایان
چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.......
شایان
در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام ...
شایان
پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی زیبایی چشمانت، هنوز در من شمعی روشن است .
شایان
به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم , آشیان کردی ......
شایان
تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم ...
شایان
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت، کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد...