علي
غم بي همزباني سوخت جانم چه مي خواهم دگر زين زندگي .
علي
زندگي گريه مختصريست ....مثل يک فنجان چاي ... وکنارش عشق است...مثل يک حبه قند...زندگي راباعشق نوش جان بايدکرد...
علي
درزندگي بارون نباش که فکرکنندبامنت خودتوبه شيشه مي کوبي ابرباش تامنتظرت باشن که بباري .
علي
چه مغرورانه اشک ريختيم چه مغرورانه سکوت کرديم چه مغرورانه التماس کرديم چه مغرورانه ازهم گريختيم غرورهديه شيطان بودوعشق هديه خداوندهديه شيطان رابه هم تقديم کرديم هديه خداوندراازهم پنهان کرديم.
علي
امروز کسي محرم اسرار کسي نيست .ماتجربه کرديم کسي يارکسي نيست .
علي
همي دانم دلي پردرد دارم .
علي
بيهوده مکن عمرگران صرف رفيقان .عمرصرف کسي کن که دلش جان توباشد.
علي
دوست دارم شب رابه غم سرکنم دفتري رااز اشک چشمم ترکنم.
علي
ياردل آزار من وفانشناسد.....وه که عجب نعمتي است ياروفادار .
علي
غربت رانبايددرشهري غريب يادرگمشدن لحظه هاي آشنا جستجوکرد.هروقت عزيزت نگاعهش رابه ديگري تعارف کردتو غريبي .
علي
چه بخواهي چه نخواهي تو غزيز دل مني .
علي
اي شمع آهسته بسوز که شب درازاست / اي اشک آهسته بريز که غم زياد است.
علي
مثل بارون باصفايي مثل برف سفيدوماهي .
علي
مثل پرستو کوچ کن فصلي اما هدفمند مثل پروانه بمير دردناک اما...عاشق.
علي
دل به دلداران سپردن کار هردلداري نيست .