علي
من دراين تيره شب جانفرسا / زائر ظلمت گيسوي توام .
علي
اي اشک آهسته بريز که غم زياد است.
علي
چشمانمان رابرگذرقاصدک ها بازکنيم که زمان ساز سفرمي زند دست به دست هم دهيم . دلهايمان رايکي کنيم بي هيچ پاداشي حراج محبت کنيم . باورکنيم که همه ي ماخاطره ايم دير يازود رهگذر قافله ايم .
علي
زچشمت چشم آ» دارم که ازچشمت نيندازد.
علي
به چشمانت قسم که چشمانم به چشمان تو مينازد.
علي
تقصير دلم چيست اگرروي توزيباست حاجت به بيان نيست که آرزوي توپيداست.
علي
چه قدر سخته توخيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديد يش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي ...
علي
عشق تنها غريزه اي است که درروياهايش خوشبختي شخص ديگري راهم درنظر مي گيرد .
علي
اگرکسي رادوست داري به اوبگو زيراقلبها معمولا باکلماتي که ناگفته مي مانندمي شکنند .
علي
براي زيستن دوقلب لازم است قلبي که دوست بداردوقلبي که دوستش بدارند.
علي
خداونداى!اگربخواهم آنچه درذهن دارم باتوبگويم هزاران جلدکتاب مي شودولي آنچه دردل دارم يک جمله بيش نيست . دوستت دارم
علي
من نشاني ازتو ندارم امانشاني ام رابراي تومي نويسم .
علي
توندانستي چه مي خواهم زتو.
علي
هيچ چيزبدترازاين نيست که مردمي هرگزدرزندگيشان رنجي نبرده باشند./ ژوزف دومتر