دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shima

غیر فعال واسه همیشه... درباره »
shima
زن
امتیاز: 2326

دنبال‌شدگان

(303 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(450 کاربر)

گروه‌ها

(27 گروه)

بازدید

shima
shima
در Im in love

دل تــو مثل دلـــــم ایـنـهمـه دلتنـــــگ کـه نیست به خـــدا جنس دلــــم مثــل دلـت سنگ که نیست همه حرفــــات پر کــذب و پـرنیرنـــگ و فریب عشــق من مثل تو و عشــق تو بیرنگ که نیست تنم اینجــاســـت همـــه فکــــر وخیـــالــم پیش تو تو کـــه آرومی، آخــه تـو دل تو جنگ که نیست وقتی کـه رفتی ، واســـه من حتی دلت تنگ نشد خونه ی عشق وشناختن کار هر سنگ که نیست

shima
shima
در Im in love

فعلا بای تا آخر شب دوستتون دارم

shima
4xou8ts.jpg shima
در Im in love

چگونه فراموشت کنم؟؟؟

shima
modele-mo-6.jpg shima
در Fashion

shima
716_3511377S-z.jpg shima
در Fashion

shima
imagesCAB1U9EZ.jpg shima
در Fashion

shima
l1194443848.jpg shima
در Fashion

shima
flirt-prom-p4410_01.jpg shima
در Fashion

shima
Arayesh_Pixfa_net_7.jpg shima
در Fashion

shima
66x0im0.jpg shima
در Fashion

shima
4k7all.jpg shima
در Fashion

shima
shima
در Im in love

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

shima
shima
در Im in love

رسم روزگاره : با خود گفتی اگر این بار ببینمش دست او را می گیرم ، خیلی محکم می گیرم و نمی گذارم که برود . او باید برای همیشه پیشم بماند . دستی را گرفتی اما این دست کیست که خیلی سرده ؟ تو دست در دست تنهایی دادی . اون دست رهات نمی کنه !!!

shima
0484.jpg shima
در Im in love

خدایا... می خواهم آنگونه زنده ام نگه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید ازنبودنم

shima
setareh%20man.jpg shima
در Im in love

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد... همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}... یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند... مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید... و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد