shima
وقتی من میگم نمی خوام تو بمونی دلم من میـــــــــگه بمون با بی زبونی من دوســــــــــــت دارم ولی بهت نمیگم دست ســـردم و به دســت تو نمــیدم تـــو اگـه با مـن باشــی قلبـت مـی مـیره گـرمی قـلب تـو رو دستـام مــیگیره چــی میــشـد اگــه تــو رو زودتــر مـیدیـدم حـالا میـبینم تـو رو ولـی خیلـی دیـره بیـن مــا یـه عـالـمه راه درازه
shima
در گیر و داربودنم درگیر با تو بودنم راضی اگه به موندنم عاشق ازتو خوندنم دلدادگی کارم شده بیگانگی یارم شده دیوانگی کار دله با تو گرفتارم شده اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم اون لحظه ای که اسمتو تو سینه فریاد می زنم اون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتنم زنده می شم با دیدنت وقتی می ری می شکنم