mansour piry khanghah
مست ازخواب برانگیختمش،دست در زلف کج آویختمش-جام ان بوسه که می سوخت مرا،تا لب آوردمش و ریختمش
mansour piry khanghah
قاتع بیک استخوان چو کرکس بودن....به زانکه طفیل خوان ناکس بودن-با نان جوین خویش حقا که به است....کالوده بپالوده هر خس بودن
mansour piry khanghah
دلم مثل دلت خونه شقایق چشام دریای بارونه شقایق مثل مردن میمونه دل بریدن ولی دل بستن آسونه شقایق
mansour piry khanghah
بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم....به پای سرو آزادی سرو دستی برافشانیم -به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم....که ما خود درد این خون خوردن خاموش می دانیم -نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد ....بیا تاعطر این گل در مشام جان بگردانیم-شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است....سمندروار جان بر سر این شعله بنشانیم ه ا سایه
mansour piry khanghah
همچوگل بر چمن از باد میفشان دامن.... زانکه در پای تو دارم سر جان افشانی
mansour piry khanghah
چون حاصل آدمی در این شورستان ..... جز خوردن غصه نیست تا کندن جان __ خرم دل آنکه زین جهان زود برفت ..... و آسوده کسیکه خود نیامد بجهان
mansour piry khanghah
هر زره که بر روی زمینی بوده است.....خورشید رخی زهره جبینی بوده است __گرد از رخ نازنین بآزرم فشان ..... کان هم رخ و زلف نازنینی بوده است
mansour piry khanghah
روسيه اعلام کرد تحريمهای تازه عليه ايران، "غيرقابل قبول و مغاير با قوانين بينالمللی" است.
به گزارش ريانووستی، وزارت خارجه روسيه يکم آذر ۱۳۹۰ در بيانيهای گفت: "با توجه به پيشرفت اوضاع در اطراف برنامه هستهای ايران، چنين کارهايی (تحريمها) گفتوگوی سازنده با تهران را بسيار دشوار میکند."
mansour piry khanghah
بوی جوی مولیان آید همی .... یاد یار مهربان آید همی __ ریگ آموی و درشتی های او .... در نظر چون پرنیان آید همی
mansour piry khanghah
عاشق شدن فایده نداره... دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره ،،دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره،، ،،،،
mansour piry khanghah
٤ اصل مبارزه با هر دولت دیکتاتور در کره زمین با تضمین موفقیت- ١- جمع آوری مدارک کافی نسبت به بی عدالتی و افشاگری - ٢ -مذاکره با مقامات دولتی(دیکتاتور و نمایندگان رسمی اش) ٣ - پالایش روحی از وسوسه های انتفام جویانه و اقدامات نادرست خشونت آمیز واکنشی -٤ -عمل مستقیم (راهپیمایی مسالمت آمیز،حتی اگر سرکوبگران خوشونت به کار برده و دست به کشتن بزنند) -مارتین لوتر کینگ
mansour piry khanghah
واژه تعصب: از ریشه عصب است و كلمات اعصاب ، عصبانيت ، عُصبه با آن هم خانواده می باشند. تعصب به معنای ( اعتقاد سفت و سخت داشتن به چیزی، متعصب کسی است که در عقايد و رفتارش سخت گير و غير قابل انعطاف بوده حاضر به شنيدن نظريات ديگران نباشد، تعصب واژه ایست که از عصبیت سر چشمه میگیرد و به الگویی از رفتار اطلاق میگردد که نه از روی آگاهی و عقل که از سر خودخواهی؛ سرخوردگی؛ انتقامجویی ، بی خردی و توهم باشد، تعصب یعنی ایمان بیش از حد و محافظت از چیزی که خودمون دلیل منطقی برای این گونه افراط نداریم، یعنی فقط واکنش عصبی نشان دادن درباره چیزی بدون آگاهی، یعنی چشم بستن و دهان گشودن)
mansour piry khanghah
چرا بردگان شورش نمی کنند؟ زیرا مغز آنها در زنجیر بردگی گرفتار است، باور کرده اند که برده اند. اعتماد به نفس و قدرت مالکیت خود را از دست داده و تصمیم گیری خود را به مالکین خود سپرده اند.
mansour piry khanghah
به آفتاب آلودهام تاریکم کن، تاریک تاریک، شب اندامت را در من ریز. دستم را ببین. راه زندگیام در تو خاموش میشود. راهی در تهی، سفری به تاریکی